آموزش زبان انگلیسی/فعل ها


افعالویرایش

افعال واژه‌هایی هستند که یا نشان‌دهنده حالت و چگونگی وقوع عملی هستند که به آنها افعال حالت (state verbs) می‌گوییم، یا عملی را که فاعل انجام می‌دهد، نشان می‌دهند که به آنها افعال کنشی (action verbs) می‌گویند.

شکل‌های دستور زبانی فعل

در زبان انگلیسی افعال از لحاظ دستور زبانی چهار حالت خاص به خود می‌گیرند که هر کدام خصوصیات خود را دارند.

1. شکل ساده فعل. این حالت شکل طبیعی فعل است و هیچ نشانه خاصی ندارد. به مثال‌ها توجه کنید:

listen(گوش کردن)

play (بازی کردن)

work (کار کردن)

این شکل افعال در زمان حال ساده استفاده می‌شود. در این حالت در سوم شخص مفرد به فعل s یا es اضافه می‌کنیم. این حالت از معدود حالت‌های صرف شدن افعال در انگلیسی است.

2. حالت gerund یا مصدر با ing. این حالت افعال که در فارسی به آن "اسم مصدر" می‌گوییم برای ساخت زمان‌های استمراری استفاده می‌شود. در این حالت در انگلیسی به هر فعلی ing اضافه می‌کنیم و در فارسی به انتهای بن ماضی -َن اضافه می‌کنیم. به مثال‌های زیر توجه کنید:

listening (گوش کردن)

playing (بازی کردن)

working (کار کردن)

3. شکل گذشته افعال که خود به دو حالت تقسیم می‌شود. افعال باقاعده که به صورت معمول و با قاعده با اضافه کردن ed- به آخر افعال ساخته می‌شود و افعال بی‌قاعده که باید شکل گذشته آنها را به خاطر سپرد. به مثال‌های زیر توجه کنید:

listened

played

worked

4. شکل سوم افعال (Past participle) یا به صورت خلاصه (.p.p) که در فارسی به آن اسم مفعول هم گفته می‌شود. شکل سوم افعال باقاعده و بی‌قاعده هستند. شکل سوم باقاعده به صورت معمول با اضافه کردن ed- به آخر افعال ساخته می‌شود. شکل سوم بی‌قاعده افعال را باید به خاطر سپرد. به مثال‌های زیر توجه کنید:

listened

played

worked

5. شکل مصدر با to یا to infinitive که با اضافه کردن to به شکل ساده فعل درست می‌شود. این حالت افعال بدون زمان و بدون شخص هستند و تنها معنای فعل را می‌رسانند. به مثال‌های زیر توجه کنید:

to work

to play

to listen

نقش افعال

هیچ جمله یا جمله‌واره مستقلی بدون وجود فعل کافی نیست. فعل یک واژه ندا با نقش اصلی (interjection) تلقی می‌شود چرا که به تنهایی می‌تواند خود یک جمله محسوب شود، مثلاً در جملات امری. به مثال‌های زیر توجه کنید:

Stop! بس کن!

Come! بیا!

انواع افعال از لحاظ ساختاری

از لحاظ ساختاری و شکل ظاهری، می‌توان افعال را به سه دسته تقسیم کرد:

افعال ساده (simple verbs)

افعال عبارتی (phrasal verbs)

افعال ترکیبی (compound verbs)

افعال ساده هیچ علامت یا حرف اضافه‌ای به خود نمی‌گیرند و تنها از یک واژه ساخته شده‌اند.

He spoke angrily.او با عصبانیت صحبت کرد.

افعال عبارتی از ترکیب یک فعل به علاوه یک یا دو حرف اضافه درست می‌شوند. این فعل‌های عبارتی با داشتن حرف اضافه معمولاً معنای ناهمگونی با شکل ساده خود خواهند داشت.

I came up with an idea.

من ایده‌ای به ذهنم خطور کرد.

افعال ترکیبی افعالی هستند که از ترکیب دو فعل یا یک فعل به علاوه اسم درست می‌شوند.

She goes shopping twice a week.

او دو بار در هفته به خرید می‌رود.

مثال اول فعل ترکیبی V+V (فعل + فعل) است.

You have to get rid of that dog.

تو باید از دست آن سگ خلاص شوی.

مثال دوم فعل ترکیبی V+ N (فعل + اسم) است.

انواع فعل از لحاظ دستوری

از لحاظ نقش دستوری که افعال در جمله به خود می‌گیرند، می‌توان افعال را به دو دسته "افعال کمکی (auxiliary verbs)" و "افعال وجهی (modal verb)" تقسیم‌بندی کرد.

افعال کمکی معمولاً قبل از یک فعل دیگر (فعل اصلی) در جمله قرار می‌گیرند و برای سوالی کردن، منفی کردن، ساختن زمان‌های خاص و حالت مجهول استفاده می‌شوند. افعال کمکی اصلی در زبان انگلیسی be, have, do است.

He is playing football.

او دارد فوتبال بازی می‌کند.

He had washed the dishes.

او ظرف‌ها را شسته بود.

فعل‌های وجهی همراه با افعال اصلی می‌آیند و برای بیان توانایی‌ها، الزولیت، احتمالاًت، تقاضاها، پیشنهادها، توصیه‌ها، پیش‌بینی‌‎ها، حدس‌ها و… استفاده می‌شوند. فعل‌های وجهی از نظر شخص صرف نمی‌شوند و همیشه به یک صورت به کار می‌روند مثلاً فعل‌های can, may, must, should.

He must study.

او باید درس بخواند.

I can speak English.

من بلدم انگلیسی صحبت کنم.

انواع افعال از لحاظ مفعولی

افعال را می‌توان از نظر نیازشان به مفعول (object) یا مسند (complement) به "افعال گذرا (transitive verbs)"، "افعال ناگذر (intransitive verbs)"، "افعال کنایی (ergative verbs)" و "افعال انعکاسی (reflexive verbs)" تقسیم بندی کرد.

افعال ناگذر به افعالی گفته می‌شود که تنها به فاعل نیاز دارند.

He ran.

او دوید.

افعال گذرا افعالی هستند که علاوه بر فاعل به مفعول هم نیاز دارند و بدون مفعول معنای جمله کامل نمی‌شود.

He gave me the book.

او کتاب را به من داد.

افعال کنایی یا ارگاتیو افعالی هستند که هم گذرا و هم ناگذر هستند و با توجه به اینکه مفعول بگیرند یا نه معنایشان تغییر می‌کند.

The bus was moving.

اتوبوس در حال حرکت کردن بود.

I moved my chair.

من صندلی‌ام را حرکت دادم.

افعال انعکاسی افعالی هستند که زمانی به کار می‌روند که فاعل و مفعول جمله یکسان باشد.

They enjoyed themselves.

به آنها خوش گذشت.


فاعل

فاعل بدین معنی می باشد که شما دارید در مورد کسی یا چیزی صحبت می کنید.تمامی جملات نیازمند فاعل می باشند.اگر شما فاعل را در زبان انگلیسی به کار نبرید جمله به کار برده شده اشتباه می باشد و هیچ کس متوجه منظور شما نخواهد شد.ولی در برخی از زبان ها به کار بردن فاعل در جمله ضروری نمی باشد و شخصی که به شما گوش می دهد متوجه منظور شما خواهد شد.

در اینجا می خواهیم شما را با محل قرار گیری فاعل در جمله آشنا بسازیم:

گرسنمه

I am hungry

برادرم خیلی باهوش است

My brother is very smart

اون کامپیوتر خیلی گران است

That computer is very expensive

داریم به فروشگاه می رویم

We are going to the store now

من و خواهرم اینجا منتظر خواهیم بود

My sister and I will be waiting here

ساختمان خیلی بزرگ است

The building is very big

کی میری ناهار بخوریWhen are you going to eat lunch

نها چرا توی صف ایستاده اند؟

Why are they waiting in line

چه کسی تو رو به فروشگاه می بره؟

Who is going to take you to the store

خبر

خبر به بخشی در جمله گفته میشود که می خواهیم شخصی را از موضوعی و یا کاری که در حال وقوع است آگاه بسازیم که شامل عبارتی است که همیشه همراه با فعل است. فعل همیشه در خبر می آید.

مثال های مشابه ای که در بخش قبل به کار بردیم می خواهیم در اینجا هم برای خبر به کار ببریم.

I am hungry

My brother is very smart

That computer is very expensive

We are going to the store now

The building is very big


فعل

فعل واژه ایست که انجام دادن کار یا حالت کسی یا چیزی را در یکی از زمانهای گذشته Past Tense، حال Present Tense و آینده Future Tense را بیان می کند.

نمونه ای از فعل هایی که برای بیان کردن عملی بکار می رود.

فعل های بسیار زیادی برای نشان دادن عملی در زبان انگلیسی وجود دارد ولی در اینجا فقط یک لیست بسیار کوتاهی از فعل ها جهت آگاهی شما از این گونه فعل ها به کار بردیم.

“I have to wash my face”

باید صورتم را بشورم

“Jane taught Jill”

جین به جیل یاد داد

“Mike is laughing“

مایک داره می خنده

فعل همچنین می تونه در اول جمله نیز به کار برود

“Throw the ball at the catcher”

“Run towards the finish line”

یادگیری فعل ها بسیار مهم هستند ولی برای ساخت جمله فراگیری فاعل و فعل به تنهایی کافی نیست.مثلاً Jill run یک جمله کامل نمی باشد اگر چه Jill فاعل و run فعل است ولی جمله ای کامل نمی باشد.پس دلیل اهمیت بسیار زیاد یادگیری خبر در اینجا مشخص میشود.با یادگیری خبر می توانیم شکل صحیح جمله را یاد بگیریم. Jill is running

فعل beویرایش

فعل be پرکاربردترین فعل زبان انگلیسی است. این فعل از معدود فعل‌هایی است که صرف می‌شود. فعل be به معنای "بودن" است و فعلی اسنادی محسوب می‌شود، یعنی بعدش باید یک اسم بیاید ولی آن اسم، مفعول نیست و مسند نام دارد، مثلاً "من معلم هستم" (در این جمله "معلم" مسند است نه مفعول). ابتدا با ساختارها و صرف این فعل آشنا می‌شویم. در جدول زیر تمام ساختارهای این فعل آمده است:

جملات سوالی جملات مثبت حال ساده جملات منفی حال ساده شخص
Am I? I am I am not/I'm not اول شخص مفرد
Are you? You are You are not/you're not دوم شخص مفرد
Is he/she/it? He/she/it is He/she/it is not/isn't سوم شخص مفرد
Are we? We are We are not/we aren't اول شخص جمع
Are you? You are You are not/you're not دوم شخص جمع
Are they? They are They are not/they're not سوم شخص جمع


جملات منفی گذشته ساده جملات مثبت گذشته ساده شخص
I was not/I wasn't I was اول شخص مفرد
You were not/you weren't You were دوم شخص مفرد
He/she/it was not/wasn't He/she/it was سوم شخص مفرد
We were not/we weren't We were اول شخص جمع
You were not/you weren't You were دوم شخص جمع
They were not/they weren't They were سوم شخص جمع


been شکل سوم فعل be
has/have been حال کامل
had been گذشته کامل

فعل be در الگوهای زیر در جمله به کار می‌رود:

1. همراه با یک اسم. مسند فعل اسنادی be می‌تواند یک اسم باشد، مثلاً:

My mother is a teacher.


مادر من معلم است.

Obama was the president of the US.

"اوباما" رئیس جمهور آمریکا بود.

2. همراه با یک صفت. مسند فعل اسنادی be می‌تواند یک صفت باشد، مثلاً:

This soup is tasty.

این سوپ خوشمزه است.

The children were good.

بچه‌ها خوب بودند.

3. همراه با مصدر ing برای ساختن زمان استمراری. وقتی بعد از فعل be مصدر ing بیاید زمان گذشته استمراری ساخته می‌شود، مثلاً:

We were walking down the street.

ما داشتیم در امتداد خیابان قدم می‌زدیم.

Everything was wet. It had been raining for hours.

همه چیز خیس بود. ساعت‌ها باران باریده بود.

4. همراه با شکل سوم فعل (past participle). وقتی بعد از فعل be شکل سوم فعل بیاید فعل مجهول ساخته می‌شود، مثلاً:

The house was built in 1890.

خانه در سال 1890 ساخته شد.

The street is called Montagu Street.

این خیابان نامش خیابان "مونتاگو" است.

5. همراه با حرف اضافه برای ساختن عبارت اضافه‌ای. مسند فعل اسنادی be می‌تواند یک متمم یا عبارت حرف اضافه‌ای باشد، مثلاً:

John and his wife are from Manchester.

"جان" و همسرش اهل منچستر هستند.

The flowers are on the table.

گل‌ها روی میز است.

افعال ناگذر و گذراویرایش

افعال ناگذر و گذارا (Intransitive and Transitive Verbs)

افعال در زبان انگلیسی از نظر ساختار مفعولی، یعنی اینکه آیا به مفعول نیاز دارند یا نه، به دو دسته تقسیم‌بندی می‌شوند: افعال ناگذر (لازم) که نیاز به مفعول ندارند و افعال گذرا (متعدی) که به مفعول نیاز دارند.


افعال ناگذر

افعال ناگذر (intransitive verbs) افعالی هستند که تنها با وجود فاعل یک جمله کامل را تشکیل می‌دهند و نیازمند مفعول نیستند. افعال ناگذر عمدتا افعالی هستند که بیانگر عملی باشند (action verbs).

اگر همراه با افعال ناگذر مفعول بیاید آن جمله اشتباه می‌شود و معنای درستی نمی‌دهد.

(John) (smiled).

"جان" خندید.

(Nothing) (happened).

هیچ اتفاقی نیفتاد.

(The baby) (was sleeping).

بچه خوابیده بود.

افعال گذرا

افعال گذرا (transitive verbs) افعالی هستند که برای کامل شدن علاوه بر فاعل نیاز به مفعول (object) دارند:

John wants a new bicycle.

"جان" دوچرخه جدیدی می‌خواهد.

We are playing football.

ما داریم فوتبال بازی می‌کنیم.

He is making dinner.

او شام درست می‌کند.

افعال کنایی (ergative verbs)

برخی افعال در زبان انگلیسی هم می‌توانند گذرا و هم ناگذر باشند، مثل فعل Increase که هم به معنای زیاد شدن و هم به معنای زیاد کردن است. برخی از این افعال عبارتند از: learn (یاد گرفتن، یاد دادن)، bake (پختن، آشپزی کردن) close (بستن، بسته شدن) break (شکستن) change (تغییر کردن، تغییر دادن)

(برای اطلاعات بیشتر درباره این افعال به بخش افعال کنایی مراجعه کنید.)

فعل معلوم و مجهولویرایش

فعل معلوم و مجهول (Active and Passive Voice)

افعال گذرا (transitive verbs) در زبان انگلیسی دو حالت معلوم و مجهول به خود می‌گیرند. فعلی گذرا است که علاوه بر فاعل نیاز به مفعول هم داشته باشد. اگر فعلی هم با فاعل و هم با مفعول بیاید فعل معلوم (active) و اگر بدون مفعول بیاید فعل مجهول (passive) است. ابتدا چند جمله مجهول در انگلیسی را ببینید:


مجهول     معلوم

The lion was killed by the hunter.     The hunter killed the lion.

The windows have been cleaned.     Someone has cleaned the windows.

برای تبدیل کردن جمله معلوم به مجهول ابتدا باید فاعل جمله را حذف کنیم. بعد باید مفعول جمله را به ابتدای جمله منتقل کنیم. کار بعدی تبدیل فعل از معلوم به مجهول است. برای این کار باید از شکل درست be به علاوه شکل سوم فعل (past participle) استفاده کنیم، اگر زمان حال بود am/is/are و اگر گذشته بود was/were به علاوه شکل سوم می‌آوریم.


the rest of the sentence      past participle      be            object

all over the world spoken   is             English

cleaned  have been              The windows

served    was being              Lunch

soon       finished  will be     The work

to the party           invited    might have been  They

ما معمولاً می‌توانیم با فعل got مجهول بسازیم. این کاربرد بیشتر در انگلیسی محاوره‌ای کاربرد دارد.

Be careful with the glass. It might get broken.

مراقب لیوان باش. ممکن است بشکند.

Peter got hurt in a crash.

"پیتر" در تصادف آسیب دید.

برای نشان دادن فاعل در جمله‌های مجهول از حرف اضافه by استفاده می‌کنیم، یعنی می‌توانیم در انتهای جمله مجهول از by به علاوه فاعل استفاده کنیم، مثلاً:

She was attacked by a dangerous dog.

او توسط سگی خطرناک مورد حمله واقع شد.

The money was stolen by her husband.

پول توسط شوهرش دزدیده شده بود.

افعالی که دو تا مفعول داشته باشند (مفعول مستقیم و مفعول غیرمستقیم) می‌توانیم با هر دوی این مفعول‌ها جمله مجهول بسازیم، به این مثال‌ها دقت کنید:

مجهول 2 مجهول 1 معلوم

He was given a book for his birthday.             A book was given to him for his birthday.       I gave him a book for his birthday.

She was sent a cheque for a thousand euros.               A cheque for a thousand euros was sent to her.           Someone sent her a cheque for a thousand euros.

با افعال عبارتی (phrasal verbs) نیز می‌توان جمله مجهول ساخت. برای این کار کافی است بعد از شکل سوم فعل، حرف اضافه را بیاوریم. به مثال‌ها توجه کنید:

مجهول     معلوم

The meeting was called off.              They called off the meeting.

He was looked after by his grandmother.       His grandmother looked after him.

He will be sent away to school.        They will send him away to school.

برخی فعل‌ها در انگلیسی بیشتر به صورت مجهول کاربرد دارند. این فعل‌ها معمولاً با مصدر با to می‌آیند و بیشتر در زبان نوشتاری یا موقعیت‌های رسمی کاربرد دارد. برخی از این افعال عبارتند از:

be supposed to    be expected to      be asked to

be scheduled to   be allowed to        be told to

John has been asked to make a speech at the meeting.

از "جان" خواسته شد تا در جلسه سخنرانی کند.

You are supposed to wear a uniform.

شما موظف هستید لباس فرم بپوشید.

The meeting is scheduled to start at seven.


شروع جلسه برای ساعت هفت برنامه‌ریزی شده است.

افعال عبارتیویرایش

Phrasal Verbs

برخی افعال در زبان انگلیسی از دو قسمت درست شده‌اند، یک فعل و یک حرف اضافه (که آن حرف اضافه particle نام دارد). اغلب با اضافه شدن حرف اضافه به فعل، معنای فعل تغییر می‌کند. افعال عبارتی در زبان انگلیسی به خصوص در محاوره و گفت‌وگوهای غیررسمی بسیار پرکاربرد هستند و یادگیری آن از اهمیت زیادی برخوردار است.

grow + up

The children are growing up.

بچه‌ها دارند بزرگ می‌شوند.

take + after

She takes after her mother.

او به مادرش رفته است.

count + on

I know I can count on you.

می‌دانم می‌توانم روی تو حساب کنم.

برخی اوقات افعال عبارتی جدانشدنی محسوب می‌شوند، یعنی نمی‌توانیم بین فعل و حرف اضافه فاصله بیندازیم و همیشه باید پشت سر هم بیاوریم. ساختار این نوع افعال عبارتی (N (subject) + V + p + N (object است.

take after

count on

come from

برخی اوقات افعال عبارتی جداشدنی هستند، یعنی می‌توان حرف اضافه و فعل را با فاصله آورد. ساختار این نوع افعال به دو صورت زیر است:

N (subject) + V + N (object) + p

(N (subject) + V + p + N (object

give back

knock over

leave behind

توجه کنید

وقتی مفعول جمله یک ضمیر شخصی باشد، همیشه ساختار جمله این چنین خواهد بود: (N (subject) + V + p + N (object. یعنی همیشه بعد از فعل باید ضمیر شخصی بیاید بعد حرف اضافه آورده شود.

She gave back it. (نادرست)

She gave it back. (درست)

او آن را پس داد.

He knocked over it. (نادرست)

He knocked it over. (درست)

او آن چیز را انداخت.

افعال عبارتی تقریباً همیشه از یک فعل گذرا به علاوه یک حرف اضافه درست می‌شوند. در اینجا با برخی از پرکاربردترین افعال گذرا و حرف اضافه‌هایی که همراهشان می‌آیند آشنا می‌شویم:

about, along, back, forward, in, off, out, round, up          bring

out, up    buy

off, up    call

off, out   carry

back, down, off, out, up       cut

away, back, off     give

back, down, in, on out, over, round   hand

down, out, over     knock

behind, out            leave

down, in, off, out  let

down, over, round pass

out          point

about, around, over              push

across, away, down, forward, off, on, out, through, together, up  put

apart, aside, back, down     set

away, in, off, out   shut

apart, away, back, down, in, on, up, over          take

over, through, up  think

برخی افعال عبارتی از سه بخش یعنی از یک فعل به علاوه دو حرف اضافه درست شده‌اند و این ساختار را دارند S + V + p + p + O، یعنی بعد از فعل دو حرف اضافه و بعدش مفعول می‌آیند:

His girl friend walked out on him.

دوست دخترش او را گذاشت و رفت.

She soon caught up with the other runners

او خیلی زود به باقی دونده‌ها رسید.

Children should look up to their parents.

بچه‌ها باید از والدینشان الگو بگیرند.

افعال دو مفعولیویرایش

Double Object Verbs

همه افعال در زبان انگلیسی می‌توانند مفعول غیرمستقیم داشته باشند. مفعول غیرمستقیم معمولاً بعد از یک حرف اضافه می‌آید. این قاعده یک استثنای کلی دارد و آن هم افعالی هستند که هر دو مفعولشان می‌تواند بدون حرف اضافه بیاید. به این گونه از افعال، دو مفعولی می‌گویند. در این بخش با این افعال آشنا خواهیم شد.

افعال دو مفعولی همانطور که از نامشان مشخص است دو مفعول دارند: یک مفعول مستقیم (direct object) و یک مفعول غیرمستقیم (indirect object). ناهمگونی این افعال با سایر افعال در این است که مفعول غیرمستقیم این افعال می‌توانند بدون حرف اضافه بیایند. به مثال‌ها نگاه کنید:

مفعول مستقیم مفعول غیرمستقیم فعل فاعل
an email me sent My wife
some flowers his mother brought He
a delicious meal all his friends cooked He

مفعول غیرمستقیم افعال دو مفعولی را می‌توان با استفاده از حرف اضافه بیاوریم. به مثال‌های زیر توجه کنید:

مفعول غیرمستقیم مفعول مستقیم فعل فاعل
to me an email sent My wife
for his mother some flowers brought He
for all his friends. a delicious meal cooked He

در جدول اول افعال دو مفعولی بدون حرف اضافه آمده‌اند، ولی در جدول دوم مفعول غیرمستقیم با حرف اضافه آمده است. توجه کنید که در این صورت جای مفعول غیرمستقیم و مستقیم در جمله عوض می‌شود. در حالت اول ساختار جمله به صورت فاعل + فعل + مفعول غیرمستقیم + مفعول مستقیم است ولی در حالت دوم (یعنی مفعول غیرمستقیم با حرف اضافه) ساختار جمله فاعل + فعل + مفعول مستقیم + مفعول غیرمستقیم است.

نکته: ما در زبان فارسی افعال دو مفعولی که بشود هر دو مفعول را بدون حرف اضافه آورد نداریم. حتماً باید مفعول غیرمستقیم را با یک حرف اضافه بیاوریم.

دسته‌بندی افعال دو مفعولی

مفعول غیرمستقیم افعال دو مفعولی یا می‌توانند با حرف اضافه for بیایند یا با حرف اضافه to. در ادامه بحث، افعالی را که با for مفعول غیرمستقیم می‌گیرند و آن دسته افعالی که با حرف اضافه to مفعول غیرمستقیم می‌گیرند، آورده شده است.

افعال با for

مفعول غیرمستقیم در برخی افعال با حرف اضافه for می‌آید. برخی از این افعال عبارتند از:

buy (خریدن)

get (گرفتن، خریدن)

cook (پختن، آشپزی کردن)

keep (نگه داشتن)

book (رزرو کردن)

bring (آوردن)

make (درست کردن، ساختن)

pour (ریختن)

save (نگه داشتن)

find (پیدا کردن)

They booked a table for me at the restaurant.

آنها برای من در رستوران میزی رزرو کردند.

We made toys for all the children.

ما برای همه بچه‌ها اسباب بازی درست کردیم.

افعال با to

مفعول غیرمستقیم در برخی افعال با حرف اضافه to می‌آید. برخی از این افعال عبارتند از:

give (دادن)

lend (قرض دادن)

offer (پیشنهاد دادن)

pass (دادن)

post (ارسال کردن)

read (خواندن)

sell (فروختن)

send (ارسال کردن)

show (نشان دادن)

promise (قول دادن)

tell (گفتن)

He gave his glass to the man sitting next to him.

او لیوانش را به مردی که کنارش نشسته بود داد.

They sent Christmas cards to all their customers.

آنها برای همه مشتری‌هایشان کارت تبریک کریسمس فرستادند.

وقتی مفعول‌های غیرمستقیم طولانی باشند (بیشتر از دو واژه باشند) اغلب از for یا to استفاده می‌کنیم:

He showed his ticket to the policeman standing by the door.

او بلیتش را به پلیسی که دم در ایستاده بود نشان داد.

We kept something to eat and drink for all the people who arrived late.

ما چیزی برای خوردن و آشامیدن برای افرادی که دیر رسیدند کنار گذاشتیم.

نکته: اگر مفعول غیرمستقیم "ضمیر" باشد معمولاً از الگوی ساختاری S + V + Direct O + Indirect O استفاده می‌کنیم، یعنی بعد از فعل ابتدا ضمیر مفعولی و بعد مفعول غیرمستقیم را می‌آوریم. به مثال‌ها توجه کنید:

I poured him another drink.

من یک لیوان دیگر برایش نوشیدنی ریختم.

Their mother read them another story.

مادرشان برای آنها داستان دیگری خواند.

افعال ربطیویرایش

Link Verbs

افعال ربطی افعالی هستند که نه گذرا هستند و نه ناگذر، یعنی نه به مفعول نیاز دارند و نه بدون صفت یا اسمی معنای کاملی می‌دهند. این فعل‌ها وضعیت (state) یا عمل (action) خاصی را نشان نمی‌دهند و فعل‌های خنثی به حساب می‌آیند. این فعل‌ها اسم (فاعل) جمله را به صفت یا مسند (noun complement) متصل می‌کنند. در جدول زیر با ساختار چند نمونه از این افعال نگاه کنید:

ساختار جمله           

فاعل + فعل + مسند                She was a good friend.

فاعل + فعل + صفت               She was very happy.

اسم + فعل + مسند He became headmaster.

اسم + فعل + صفت He became angry.

پرکاربردترین افعال ربطی در زبان انگلیسی عبارتند از:

be

become

appear

feel

look

remain

seem

sound

She seemed an intelligent woman.

او زن باهوشی به نظر می‌آمد.

She seemed intelligent.

او باهوش به نظر می‌آمد.

He looked hungry.

او گرسنه به نظر می‌رسید.

He looked a good player.

او به نظر بازیکن خوبی می‌آمد.

نکته: بعد از فعل‌های appear و seem می‌توانیم از ساختار to be استفاده کنیم:

She appeared to be an intelligent woman.

او به نظر زن باهوشی می‌آمد.

He seemed to be angry.

او عصبانی به نظر می‌رسید.

برخی از افعال ربطی فقط به همراه صفت می‌آیند. برخی از این فعل‌ها عبارتند از:

get

go

grow

taste

smell

He got hungry in the evening.

او شب گرسنه شد.

She grew stronger every day.

او هر روز قوی‌تر می‌شد.

اسم مصدرویرایش

-ing forms

مصدر (infinitive) در زبان انگلیسی مفهوم اصلی فعل را می‌رساند ولی فرقش با فعل این است که فعل علاوه بر مفهوم، به زمان، شخص و شمار نیز اشاره می‌کند ولی در مصدر زمان و شخص و شمار، معلوم نیست و به همین دلیل مصدر یکی از اقسام اسم به شمار می‌آید. یکی از راه‌های ساختن اسم مصدر یا اسم فعل در زبان انگلیسی اضافه کردن ing به شکل اصلی فعل است که به آن gerund نیز می‌گویند. اسم مصدر در جمله می‌تواند نقش‌ها و جایگاه‌های ناهمگون به خود بگیرد. در این بخش ابتدا با دو کاربرد اسم مصدر آشنا می‌شویم.

کاربردهای اسم مصدر

1. اسم مصدر در نقش اسم (as a noun)

I love swimming.

من عاشق شنا کردن هستم.

Swimming is very good for your health.

شنا کردن خیلی برای درودتی مفید است.

You can get fit by swimming regularly.

شما می‌توانید با منظم شنا کردن خوش هیکل شوید.

نکته: اسم مصدرها تقریباً همیشه اسم غیر قابل شمارش محسوب می‌شوند و جمع بسته نمی‌شوند.

2. اسم مصدر در نقش صفت (as an adjective)

The main problem today is rising prices.

مسئله اصلی امروز قیمت‌های در حال افزایش است.

That program was really boring.

آن برنامه واقعاً کسل‌کننده بود.

He saw a woman lying on the floor.

او زنی را دراز کشیده روی زمین دید.

چون اسم مصدر در نقش اسم و صفت از فعل ساخته می‌شود، می‌تواند نقش‌های گوناگونی در جمله به خود بگیرد. مثلاً:

1. اسم مصدر به عنوان مفعول (object)

I like playing tennis.

من تنیس بازی کردن را دوست دارم.

Can you imagine living on the moon?

می‌توانی زندگی کردن در ماه را تصور کنی؟

برخی از افعالی که مفعول ing می‌گیرند عبارتند از:

admit      like          hate

suggest enjoy      dislike

start        begin      avoid

2. اسم مصدر به عنوان قید (adverb)

You can earn a lot of money by working hard.

شما می‌توانید با سخت کار کردن پول زیادی دربیاورید.

There were several people waiting for the bus.

چندین نفر منتظر اتوبوس بودند.

3. اسم مصدر به عنوان عبارت (clause)

I heard someone saying that.

من شنیدم کسی آن حرف را می‌زد.

4. اسم مصدر به عنوان فاعل (subject)

Learning English is not easy.

یاد گرفتن زبان انگلیسی آسان نیست.

5. اسم مصدر بعد از حروف اضافه (به عنوان مفعول حرف اضافه)

Some people are not interested in learning English.

برخی از مردم علاقه‌ای به یادگیری زبان انگلیسی ندارند.

اسم مصدر می‌تواند در جاهای مختلفی از جمله قرار بگیرد:

1. قبل از اسم

I read an interesting article in the newspaper today.

من امروز مقاله‌ای جالب در روزنامه خواندم.

We saw a really exciting match on Sunday.

ما روز یکشنبه یک بازی بسیار هیجان‌انگیز دیدیم.

پرکاربردترین صفات ing-داری که قبل از اسم می‌آیند عبارتند از:

amusing                interesting             worrying

disappointing       boring     surprising

terrifying                frightening             tiring

shocking                exciting annoying

2. بعد از اسم

Who is that man standing over there?

آن مرد که آنجا ایستاده است کیست؟

The boy talking to Angela is her younger brother.

پسری که با "آنجلا" حرف می‌زند برادر کوچکترش است

3. بعد از افعالی نظیر see, watch, hear, smell و…

I heard someone playing the piano.

من شنیدم کسی پیانو می‌نوازد.

I can smell something burning.

من می‌توانم بوی چیزی در حال سوختن را استشمام کنم.

افعالی که با مصدر با ing می‌آیندویرایش

Verbs Followed by ing Clauses

مصدر (infinitive) در زبان انگلیسی مفهوم اصلی فعل را می‌رساند ولی فرقش با فعل این است که فعل علاوه بر مفهوم، به زمان، شخص و شمار نیز اشاره می‌کند، ولی در مصدر زمان و شخص و شمار معلوم نیست و به همین دلیل مصدر یکی از اقسام اسم به شمار می‌آید. یکی از راه‌های ساختن اسم مصدر یا اسم فعل در زبان انگلیسی اضافه کردن ing به شکل اصلی فعل است که به آن gerund نیز می‌گویند. اسم مصدر در جمله می‌تواند نقش‌ها و جایگاه‌های ناهمگون به خود بگیرد. چند دسته از افعال در زبان انگلیسی حتماً بعد از خود مصدر با ing دارند:

1. بعد از افعال مربوط به دوست داشتن و دوست نداشتن:


detest (بیزار بودن)

dislike (دوست نداشتن)

enjoy (لذت بردن)

hate (متنفر بودن)

fancy (آرزو داشتن)

like (دوست داشتن)

love (دوست داشتن)

I love swimming but I hate jogging.

من عاشق شنا کردن هستم ولی از پیاده‌روی تند متنفرم.

They always enjoyed visiting their friends.

آنها همیشه از دیدار با دوستانشان لذت می‌بردند.

2. بعد از عبارت‌هایی که با فعل mind درست شده‌اند:

(wouldn’t mind (= would like

(don’t mind (= I am willing to

(would you mind (= will you please

I wouldn’t mind having some fish and chips.

بدم نمی‌آید کمی ماهی و چیپس بخورم.

I don’t mind waiting for a few minutes.

من مشکلی ندارم که چند دقیقه‌ای منتظر بمانم.

Would you mind holding this for me?

می‌شود این را برای من نگه داری؟

3. بعد از افعال مربوط به حرف زدن و فکر کردن:

admit (اعتراف کردن)

consider (در نظر گرفتن)

deny (انکار کردن)

imagine (تصور کردن)

remember (به یاد آوردن)

suggest (پیشنهاد کردن)

Our guide suggested waiting until the storm was over.

راهنمای ما پیشنهاد کرد که تا وقتی طوفان تمام شود صبر کنیم.

Everyone denied seeing the accident.

همه دیدن تصادف را انکار کردند.

4. سایر افعالی که با مصدر ing می‌آیند. این افعال دسته‌بندی خاصی ندارند و باید ساختارشان را به خاطر سپرد:

avoid (دوری کردن)

begin (شروع کردن)

finish (تمام کردن)

keep (ادامه دادن)

miss (دلتنگ شدن)

practice (تمرین کردن)

risk (خطر کردن)

start (شروع کردن)

stop (متوقف کردن)

I haven’t finished writing this letter.

من هنوز نوشتن این نامه را تمام نکرده‌ام.

Let’s practice speaking English.

بیایید انگلیسی صحبت کردن را تمرین کنیم.

حالت مجهول مصدر با ing

بسیاری از این افعال در حالت مجهول با مصدر با ing می‌آیند، یعنی being + past participle

I don’t like being interrupted.

من دوست ندارم وسط حرفم بپرند.

Our dog loves being stroked under the chin.

سگ‌های ما عاشق این هستند که زیر چانه‌شان نوازش شود.

بعد از برخی افعال اسم به علاوه مصدر Ing می‌آید، به خصوص افعالی که مربوط به حواس پنجگانه هستند:

see (دیدن)

watch (تماشا کردن)

hear (شنیدن)

smell (بو کردن)

listen to (گوش دادن)

We saw everybody running away.

ما دیدیم که همه داشتند فرار می‌کردند.

I could hear someone singing.

می‌توانستم صدای آواز خواندن کسی را بشنوم.

سایر افعالی که با این ساختار (اسم به علاوه مصدر ing) می‌آیند در فهرست زیر آمده است. این افعال دسته‌بندی خاصی ندارند و باید ساختار آنها را به خاطر سپرد:

catch (گرفتن)

find (یافتن)

imagine (تصور کردن)

leave (رها کردن)

prevent (جلوگیری کردن)

stop (متوقف کردن)

I caught someone trying to break into my house.

من کسی را موقع سعی کردن بر داخل خانه‌مان شدن دستگیر کردیم.

We couldn’t prevent them getting away.

ما نمی‌توانستیم از فرار کردن آنها جلوگیری کنیم.

مصدر با toویرایش

to + infinitive

مصدر (infinitive) در زبان انگلیسی مفهوم اصلی فعل را می‌رساند ولی فرقش با فعل این است که فعل علاوه بر مفهوم، به زمان، شخص و شمار نیز اشاره می‌کند، ولی در مصدر زمان و شخص و شمار، معلوم نیست و به همین دلیل مصدر یکی از اقسام اسم به شمار می‌آید. یکی از راه‌های مصدر ساختن در زبان انگلیسی اضافه کردن to به شکل ساده فعل است. در زبان فارسی مصدر یا بن ماضی با اضافه کردن _َن به بن ماضی ساخته می‌شود (مثلاً خوردن، توانستن).

کاربردهای مصدر با to

1. برای بیان دلیل و هدف. (برای پاسخ دادن به پرسش ?...why) در این کاربرد to معنای "تا" می‌دهد. به مثال‌ها نگاه کنید:

He bought some flowers to give to his wife.

او چند تا گل خرید تا به همسرش بدهد.

He locked the door to keep everyone out.

او در را قفل کرد تا نگذارد کسی وارد شود.

در این کاربرد گاهی از عبارت in order to یا in order not to استفاده می‌کنیم

We set off early in order to avoid the traffic.

ما زود راه افتادیم تا به ترافیک نخوریم.

They spoke quietly in order not to wake the children

آنها آهسته حرف زدند تا بچه‌ها را بیدار نکنند.

در برخی موارد هم می‌توانیم عبارت‌های so as to و so as not to را برای بیان دلیل به کار ببریم.

We set off early so as to avoid the traffic.

ما زود راه افتادیم تا به ترافیک نخوریم.

They spoke quietly so as not to wake the children.

آنها آهسته حرف زدند تا بچه‌ها را بیدار نکنند.

2. بعد از افعال خاصی در زبان انگلیسی، مخصوصا فعل‌های مربوط به feeling (بیان احساسات) و thinking (بیان اعمال فکری) و saying (بیان اعمال کلامی) این افعال بدون مصدر با to معنای ناتمامی دارند و برای کامل شدن باید همراه با مصدر بیایند. با نمونه‌ای از این افعال آشنا می‌شویم:

choose   decide    expect    forget    hate        hope

intend     learn       like          love        mean      plan

prefer     remember              want       would like              would love             agree

promise refuse                                                    

They decided to start a business together.

آنها تصمیم گرفتند که با همدیگر کسب و کاری راه بیندازند.

Remember to turn the lights out.

یادت باشد که چراغ‌ها را خاموش کنی.


برخی افعال در انگلیسی همراه با مفعول مستقیم و مصدر با to می‌آیند، یعنی بعد از فعل اصلی ضمیر مفعولی یا مفعول مستقیم می‌آوریم و بعد از آن از مصدر با to برای کامل کردن جمله و به عنوان مفعول غیرمستقیم استفاده می‌کنیم. با نمونه‌ای از این افعال آشنا می‌شویم:

advise    ask          encourage             invite      order       persuade               remind

expect    intend     would prefer          want       would like                            

She reminded me to turn the lights out.

او به من یادآوری کرد که چراغ‌ها را خاموش کنم.

It is easy for you to criticize other people.

برای شما آسان است که بقیه را مورد انتقاد قرار بدهی.

He encouraged his friends to vote for him.

او دوستانش را تشویق کرد تا به او رای بدهند.

3. بعد از برخی صفات. بعد از برخی صفات در انگلیسی حتماً باید مصدر با to بیاید تا دلیل بر آن صفت باشد، یعنی اگر بخواهیم دلیلی برای صفت ارائه کنیم می‌توانیم از مصدر با to استفاده کنیم. نمونه‌ای از این صفات عبارتند از:

disappointed (ناامید)

glad (خوشحال)

sad (ناراحت)

happy (خوشحال)

anxious (مضطرب)

pleased (راضی)

surprised (متعجب)

proud (مفتخر)

unhappy (ناراحت)

We were happy to come to the end of our journey. = We were happy because we had come to the end of our journey

ما خوشحال بودیم که به پایان سفر خودمان رسیده بودیم.

John was surprised to see me. = He was surprised because he saw me

"جان" از دیدن من شگفت زده شد.


دسته‌ای دیگر از صفات نیز در انگلیسی باید حتماً بعدشان مصدر با to بیاید. ناهمگونی این صفات با صفات بالا در این است که مصدر با to بعد از این صفات لزوما دلیل بر آن صفت نیستند، بلکه اینها صفاتی هستند که وقتی با مصدر با to می‌آیند معنایشان اندکی تغییر می‌کند، مثلاً able to می‌شود "توانستن" یا due to می‌شود "به خاطر". به نمونه‌ای از این صفات توجه کنید:

able to (توانستن)

unable to (نتوانستن)

due to (به خاطر)

eager to (مشتاق به)

keen to (مشتاق به)

likely to (احتماًل (دارد) که)

unlikely to (نامحتمل (است) که)

ready to (ولیده برای)

prepared to (ولیده برای)

unwilling to (بی‌میل به)

willing to (مایل به)

It’s kind of you to help.

مهربانی تو را می‌رساند که کمک کنی.

Unfortunately I was unable to work for over a week.

متاسفانه من نمی‌توانستم بیشتر از یک هفته کار کنم.

I am really tired. I’m ready to go to bed.

من واقعاً خسته‌ام. من ولیده‌ام که بخوابم.

بعد از برخی صفات مصدر با to می‌آید تا با کمک آن صفت، یک نظر بدهیم و کاری را با استفاده از مصدر با to به آن صفت اختصاص دهیم. با نمونه‌ای از این صفات آشنا می‌شویم:

difficult (مشکل، سخت)

easy (آسان)

possible (ممکن)

impossible (ناممکن)

hard (سخت)

right درست)

wrong (غلط)

nice (خوب، خوش)

clever (باهوش)

silly (احمقانه)

foolish (احمقانه)

It’s easy to play the piano, but it’s very difficult to play well.

پیانو نواختن آسان است، ولی خوب پیانو نواختن بسیار سخت است.

He spoke so quickly it was impossible to understand him.

او آنقدر سریع صحبت کرد که ممکن نبود متوجه حرف‌هایش شد.

نکته

برای اینکه نشان دهیم این پنج صفت به چه کسی بر می‌گردد از حرف اضافه for استفاده می‌کنیم. برای باقی صفت‌ها از حرف اضافه of استفاده می‌کنیم.

difficult (دشوار)

easy (آسان)

possible (ممکن)

impossible (غیرممکن)

hard (دشوار)

It was difficult for us to hear what she was saying.

برای ما سخت بود که بشنویم او داشت چه می‌گفت.

It would be silly of him to spend all his money.

او کار احمقانه‌ای می‌کند اگر تمام پولش را خرج کند.

4. به عنوان وابسته‌های پسرو (post-modifier) بعد از هسته عبارت‌های اسمی. بعد از برخی اسامی انتزاعی مصدر با to می‌آید تا توضیح بیشتری درباره آن اسم (یا هسته اسمی) بدهد. به مثال‌ها توجه کنید:

ability (توانایی)

desire (اشتیاق، میل)

need (احتیاج، نیاز)

wish (درخواست، خواسته)

attempt (تلاش)

failure (شکست)

opportunity (فرصت)

chance (شانس)

intention (قصد)

I have no desire to be rich.

من هیچ اشتیاقی به ثروتمند شدن ندارم.

They gave him an opportunity to escape.

آنها به او فرصتی برای فرار دادند.

She was annoyed by her failure to answer the question correctly.

او از شکست خود در پاسخ صحیح به سوالات دادن عصبانی شد.

نکته

ما اغلب می‌توانیم بعد از ضمایر نامعین مثل something, someone, anyone و… از مصدر با to به عنوان وابسته پسرو استفاده کنیم، یعنی برای توضیح بیشتر دادن درباره آن ضمیر نامعین مصدر با to بیاوریم:

When I am travelling I always take something to read.

وقتی سفر می‌کنم همیشه چیزی برای خواندن با خود می‌برم.

I was all alone. I had no one to talk to.

من تنهای تنها بودم. هیچکسی را برای حرف زدن نداشتم.

There is hardly anything to do in most of these small towns.

در بیشتر این شهرهای کوچک به ندرت کاری برای انجام دادن وجود دارد.

افعالی که با مصدر با to می آیندویرایش

Verbs Followed by to + infinitive

برخی افعال در زبان انگلیسی باید بعد از خودشان مصدر با to داشته باشند و بدون مصدر با to معنایشان ناتمام می‌ماند. به مثال‌ها توجه کنید:

I decided to go home as soon as possible.

من تصمیم گرفتم هرچه زودتر به خانه بروم.

We all wanted to have more English classes.

ما همه می‌خواستیم کلس‌های انگلیسی بیشتری داشته باشیم

چند دسته از افعال در زبان انگلیسی حتماً به دنبال خود مصدر با to دارند:

دسته اول: افعال مربوط به فکر کردن و احساسات، یعنی افعالی که برای بیان افکار و ابراز احساسات از آنها استفاده می‌شود، مثلاً:

choose (انتخاب کردن)

decide (تصمیم گرفتن)

expect (انتظار داشتن)

forget (فراموش کردن)

hate (متنفر بودن)

hope (امیدوار بودن)

intend (قصد داشتن)

learn (یاد گرفتن)

like (دوست داشتن)

love (عاشق بودن)

mean (منظور داشتن)

plan (برنامه ریزی کردن)

prefer (ترجیح دادن)

remember (به یاد آوردن)

would like (دوست داشتن)

would love (دوست داشتن)

دسته دوم: افعالی که مربوط به بیان نظر و گفتن مطلبی هستند، یعنی افعالی که برای اعمال کلامی و اظهار نظر استفاده می‌شوند، مثلاً:

agree (موافقت کردن)

promise (قول دادن)

refuse (رد کردن)

دسته سوم: سایر افعالی که نه عمل کلامی و نه فکری را نشان می‌دهند، ولی باز هم با این الگوی ساختاری می‌آیند:

arrange (ترتیب دادن)

attempt (تلاش کردن)

fail (موفق نشدن)

help (کمک کردن)

manage (مدیریت کردن)

tend (گرایش داشتن)

try (تلاش کردن)

want (خواستن)

برخی افعال در زبان انگلیسی همراه با یک اسم و مصدر با to می‌آیند، یعنی بعد از فعل اصلی یک مفعول می‌آید و بعد از آن مصدر با to می‌آید. به مثال‌ها توجه کنید:

She asked him to send her a text message.

او از او خواست تا پیامکی برایش بفرستد.

He wanted all his friends to come to his party.

او از همه دوستانش خواست تا به مهمانی‌اش بیایند.

افعالی که با این ساختار به کار می‌روند را می‌توان به چند دسته تقسیم‌بندی کرد.

دسته اول: افعالی که مربوط به بیان نظر و گفتن مطلبی هستند، به عبارتی افعال بیانگر اعمال کلامی هستند، مثلاً:

advise (نصیحت کردن)

ask (پرسیدن)

encourage (تشویق کردن)

invite (دعوت کردن)

order (سفارش دادن)

persuade (متقاعد کردن)

remind (یادآوری کردن)

tell (گفتن)

warn (هشدار دادن)

توجه

فعل warn معمولاً در این الگو (یعنی همراه با اسم به علاوه مصدر با to) به صورت منفی به کار می‌رود:

The police warned everyone not to drive too fast.

پلیس به همه هشدار داد که خیلی سریع رانندگی نکنند.

دسته دوم: افعالی که مربوط به خواستن و دوست داشتن هستند و با کمک این افعال می‌توان ترجیحات یا خواسته‌های خود را بیان کنیم، مثلاً:

expect (انتظار داشتن)

intend (قصد داشتن)

prefer (ترجیح دادن)

want (خواستن)

would like (ترجیح دادن، دوست داشتن)

دسته سوم: سایر افعال با این الگوی ساختاری. این افعال دسته‌بندی خاصی ندارند و باید ساختار آنها را به خاطر سپرد، مثلاً:

allow (اجازه دادن)

enable (توانمند کردن)

force (مجبور کردن)

get (مجبور کردن)

teach (درس دادن)

مصدر با to در حالت مجهول

بعضی از فعل‌ها در انگلیسی در حالت مجهول با مصدر با to می‌آیند، یعنی to be + past participle. به مثال‌های زیر توجه کنید:

I expected to be met when I arrived at the station.

من وقتی به ایستگاه رسیدم منتظر بودم کسی به دیدنم بیاید.

They wanted to be told if anything happened.

آنها می‌خواستند از هر اتفاقی باخبر شوند.

I don’t like driving myself. I prefer to be driven.

من دوست ندارم خودم رانندگی کنم. من ترجیح می‌دهم کسی من را برساند.

افعالی که با that می آیندویرایش

Verbs Followed by That Clause

بعد از برخی افعال در زبان انگلیسی همراه با جمله‌واره (clause) با that می‌آیند، مثلاً افعالی که درباره فکر کردن است. یعنی بعد از این افعال می‌توانیم با جمله‌واره با that توضیحی درباره آن فعل ارائه دهیم. (برای اطلاعات بیشتر با این افعال به افعال نقل قول مراجعه کنید.)

think (فکر کردن)

believe (باور داشتن)

expect (انتظار داشتن)

decide (تصمیم گرفتن)

hope (امید داشتن)

know (دانستن)

understand (فهمیدن)

suppose (فرض کردن)

guess (حدس زدن)

imagine (تصور کردن)

feel (احساس کردن)

remember (به یاد آوردن)

forget (فراموش کردن)

I hope that you will enjoy your holiday.

امیدوارم که از تعطیلات لذت ببری.

She didn’t really think that it would happen.

او واقعاً فکر نمی‌کرد که آن اتفاق بیفتد.

I knew that I had seen her somewhere before.

من می‌دانستم که او را قبلا جایی دیده‌ام.

بعد از افعالی که درباره گفتن یا بیان نظر هستند نیز از جمله‌واره با that استفاده می‌کنیم. (برای اطلاعات بیشتر با این افعال به افعال نقل قول مراجعه کنید.)

say (گفتن)

admit (اعتراف کردن)

argue (بحث کردن)

reply (جواب دادن)

agree (موافقت کردن)

claim (ادعا کردن)

deny (انکار کردن)

mention (اشاره کردن)

answer (جواب دادن)

complain (شکایت کردن)

explain (توضیح دادن)

promise (قول دادن)

suggest (پیشنهاد کردن)

They admitted that they had made a mistake.

آنها اعتراف کردند که مرتکب اشتباه شدند.

She argued that they should invest more in the business.

او بحث کرد که آنها باید بیشتر در کسب و کار سرمایه‌گذاری کنند.

The children complained that they had nothing to do.

بچه‌ها شکایت کردند که هیچ کاری برای انجام دادن ندارند.

نکته

فعل tell و برخی افعالی که مربوط به گفتن و بیان نظر هستند تقریباً همیشه با یک مفعول غیرمستقیم می‌آیند، یعنی همراه با یک اسم به علاوه that clause می‌آیند. بعد از فعل اصلی ضمیر مفعولی یا اسم مفعول می‌آوریم و به عنوان مفعول غیرمستقیم از مصدر با to استفاده می‌کنیم:

tell (گفتن)

convince (متقاعد کردن)

persuade (متقاعد کردن)

inform (آگاه کردن)

remind (یادآوری کردن)

We tried to tell them that they should stop what they were doing.

ما سعی کردیم به آنها بگوییم که باید دست از کاری که می‌کردند بردارند.

The police informed everybody that the danger was over.

پلیس به همه اطلاع داد که خطر رفع شده است.

بعد از برخی اسم‌ها، به عنوان وابسته پس‌رو (اسم یا اسم‌هایی که بعد از هسته اسمی می‌آیند و توضیحی برای هسته اسمی ارائه می‌کنند) that clause می‌آید. دسته اول این اسامی عبارتند از:

advice (نصیحت)

belief (باور)

claim (ادعا)

feeling (احساس)

argument (بحث)

hope (امید)

promise (قول)

report (گزارش)

guess (حدس)

opinion (نظر)

idea (ایده)

He made a promise that he would do all he could to help.

او قول داد که هر کاری بتواند برای کمک انجام می‌دهد.

I had a funny feeling that something was wrong.

من احساس عجیبی داشتم که یک چیزی اشتباه بود.

دسته دوم اسامی که بعدشان به عنوان وابسته پس‌رو جمله‌واره با that می‌آید عبارتند از:

fact (حقیقت)

advantage (منفعت)

effect (تاثیر، اثر)

possibility (امکان)

chance (شانس، فرصت)

danger (خطر)

evidence (مدرک)

problem (مسئله)

difficulty (مشکل)

She pointed out the danger that they might be left behind.

او به این خطر اشاره کرد که آنها ممکن است پشت سر جا بمانند.

There was a chance that we would succeed

شانس این وجود داشت که ما موفق شویم.

نکته

اگر بعد از این اسامی فعل be بیاید، بعد از فعل be برای توضیح بیشتر اسم از جمله‌واره that استفاده می‌کنیم. یعنی اگر این اسامی به عنوان فاعل جمله باشند بعد از فعل be برای کامل کردن جمله می‌توانیم جمله‌واره با that بیاوریم:

danger (خطر)

problem (مشکل، مسئله)

chance (شانس، فرصت)

possibility (امکان، احتمال)

fact (حقیقت)

The danger is that we will be left behind.


خطر این است که ما جا خواهیم ماند.

The fact is that it is getting very late.

حقیقت این است که دارد خیلی دیر می‌شود.

بعد از صفاتی که احساسات را بیان می‌کنند، برای توضیح دادن درباره دلیل آن احساس از جمله‌واره با that استفاده می‌کنیم:

pleased (خشنود)

sorry (متاسف)

happy (خوشحال)

unhappy (ناراحت)

sad (ناراحت)

excited (هیجان‌زده)

glad (خوشحال)

disappointed (ناامید)

afraid (متاسف)

I am sorry that you can’t come.

متاسفم که نمی‌توانی بیایی.

Everybody was pleased that the danger was past.

همه خوشحال بودند که خطر رفع شده است.

It is lucky that you were able to drive us home.

شانس آوردیم که تو توانستی ما را به خانه برسانی.

توجه کنید

ما همیشه می‌توانیم that را از جمله‌واره that clause حذف کنیم:

They admitted [that] they had made a mistake.

آنها اعتراف کردند (که) مرتکب اشتباه شدند.

The police informed everybody [that] the danger was over.

پلیس به همه اطلاع داد خطر رفع شده است.

I am sorry [that] you can’t come.

متاسفم نمی‌توانی بیایی.


افعال انعکاسیویرایش

Reflexive Verbs

افعال انعکاسی به آن دسته از افعال گفته می‌شود که همراه با یک ضمیر انعکاسی می‌آیند (برای اطلاعات بیشتر به بخش ضمایر انعکاسی مراجعه کنید). گاهی با آمدن ضمایر انعکاسی معنای فعل تغییری نکرده و گاهی کاملاً معنای فعل عوض می‌شود. در دسته اول ما ضمیر انعکاسی را ترجمه می‌کنیم ولی در بخش دوم معمولاً ضمیر انعکاسی به تنهایی ترجمه نمی‌شود.

هرگاه فاعل جمله و مفعول مستقیم به یک فرد اشاره کند، فعل ما جزو دسته اول افعال انعکاسی محسوب می‌شود، به مثال‌های زیر توجه کنید:

I am teaching myself to play the piano.

من دارم به خودم پیانو یاد می‌دهم.

Be careful with that knife. You might cut yourself.

مراقب آن چاقو باش. ممکن است خودت را ببری.

افعال زیر از پرکاربردترین افعال انعکاسی هستند که در حالت انعکاسی معنایشان تغییری پیدا نمی‌کند:

cut (بریدن)

dry (خشک کردن)

hurt (آسیب رساندن)

introduce (معرفی کردن)

kill (کشتن)

prepare (ولیده کردن)

teach (یاد دادن)

برخی افعال در حالت انعکاسی، معنایشان تغییر می‌کند، مانند این افعال:

amuse oneself (خود را سرگرم کردن)

apply oneself (زحمت کشیدن)

busy oneself (خود را سرگرم کردن)

content oneself (بسنده کردن)

behave oneself (مودب بودن)

blame oneself (خود را مقصر دانستن)

distance oneself (دوری کردن)

express oneself (اظهار نظر کردن)

find oneself (خود را در موقعیتی یافتن)

help oneself (از خود پذیرایی کردن)

see oneself (تصور کردن)

enjoy oneself (خوش گذشتن)

Would you like to help yourself to another drink? = Would you like to take another drink.

دوست دارید یک نوشیدنی دیگر میل کنید؟

I wish the children would behave themselves. = I wish the children would behave well.

ای کاش بچه‌ها مودب باشند.

He found himself lying by the side of the road. = He was surprised when he realized that he was at the side of the road.

او خود را در کنار جاده یافت. = او متعجب شد وقتی فهمید کنار جاده است.

I saw myself as a famous actor. = I imagined that I was a famous actor.

من خودم را هنرپیشه مشهوری تصور می‌کردم.

She applied herself to the job of mending the lights. = She worked very hard to mend the lights.

او در کارش یعنی تعمیر چراغ‌ها بسیار زحمت کشید.

He busied himself in the kitchen. = He worked busily in the kitchen.

او خود را در آشپزخانه سرگرم کرد.

I had to content myself with a few Euros. = I had to be satisfied with a few Euros.

من مجبور بودم به چند یورو بسنده کنم.

نکته

فعل enjoy همیشه باید مفعول داشته باشد:

We all enjoyed the party.

ما همه از مهمانی لذت بردیم.

I really enjoyed my lunch.

من واقعاً از ناهارم لذت بردم.

حالا اگر enjoy در جمله مفعول نداشت باید از ضمیر انعکاسی استفاده کنیم:

They all enjoyed = They all enjoyed themselves.

به آنها خیلی خوش گذشت.

I really enjoyed = I really enjoyed myself.

به من واقعاً خوش گذشت.

توجه

ما در حالت عادی، با افعالی که بیانگر کاری هستند که خود فرد انجام می‌دهد، مثلاً شستن، لباس پوشیدن و اصطلاح کردن و… (... wash, dress, shave) از ضمایر انعکاسی استفاده نمی‌کنیم. در صورتی از ضمایر انعکاسی استفاده می‌کنیم که بخواهیم تاکید روی انجام شدن کار داشته باشیم. به مثال‌ها دقت کنید:

He washed in cold water. (مثال درست)

او با آب سرد حمام کرد.

He washed himself in cold water. (مثال نادرست)

He always shaved before going out in the morning. (مثال درست)

او همیشه صبح‌ها قبل از بیرون رفتن از خانه اصلاح می‌کند.

He always shaved himself before going out in the morning. (مثال نادرست)

He dressed himself in spite of his injuries. (برای تاکید)

او علیرغم جراحاتش خودش لباس پوشید.

She’s old enough to wash herself. (برای تاکید)

او آنقدر بزرگ شده که خودش حمام برود.

افعال تهیویرایش

Delexical Verbs

افعال تهی یا مصنوعی (dummy or delexical verbs) در زبان انگلیسی افعالی هستند که به تنهایی معنایی ندارند و معنی آنها به اسم بعد از خودشان وابسته است. دلیل این که به این افعال "تهی" گفته می‌شود این است که معنی از فعل گرفته شده (فعل از معنی تهی می‌شود) و به اسم بعد از آن داده می‌شود. پرکاربردترین افعال تهی در انگلیسی عبارتند از:

have

take

make

give

go

do

I took a shower. = I showered.

من دوش گرفتم.

She had a drink. = She drank something.

او چیزی نوشید.

در اغلب اوقات قبل از اسم همراه با فعل مورد نظر، یک صفت قرار می‌گیرد، مثلاً:

I took a cold shower.

من دوش آب سردی گرفتم.

She had a nice, refreshing drink.

او چیزی خوب و سرحال آور نوشید.

فعل تهی have

از فعل have به عنوان فعل تهی در معانی مختلفی استفاده می‌شود. در دسته‌بندی زیر می‌توانید اسامی که با این فعل می‌آیند مشاهده کنید:

غذا و نوشیدنی: a meal, breakfast, lunch, dinner, a snack, a cup of tea

گفت‌وگو: a chat, a conversation, a discussion, a talk

شست‌وشو: a bath, a shower, a wash, a scrub

استراحت کردن: a break, a holiday, a rest

مخالفت کردن: an argument, a dispute, a fight, a quarrel

I had a good breakfast before I left home.

قبل از اینکه از خانه بروم صبحانه مفصلی خوردم.

We had a long talk about the problem.

ما درباره مسئله صحبت طولانی مدتی داشتیم.

The kids should have a bath before they go to bed.

بچه‌ها باید قبل از خوابیدن دوش بگیرند.

She generally had a short holiday in July or August.

او معمولاً در ژوئیه یا اوت تعطیلات کوتاهی داشت.

They had a serious quarrel about their father’s will.

آنها در رابطه با وصیت نامه پدرشان دعوای جدی کردند.

همچنین از فعل have به همراه اسم‌هایی که شکل فعلی یکسانی دارند (مثل… look, bite)، یعنی هم اسم هستند هم فعل، استفاده می‌شود، مثلاً:

I think you should have a look at this.

فکر کنم بهتر است نگاهی به این بیندازی.

She had a bite of the cake.

او گازی به کیک زد.

I’m thirsty. I’m going to have a drink of water.

من تشنه‌ام. می‌خواهم یک لیوان آب بنوشم.

I had a listen to that new CD in the car.

در ماشین به آن سی دی جدید گوش دادم.

They are going to have a swim.

آنها می‌خواهند به شنا بروند. [شنا کنند.]

فعل تهی take

از فعل take به معانی مختلفی استفاده می‌شود. در دسته‌بندی زیر می‌توانید اسامی که با این فعل می‌آیند را مشاهده کنید:

شست‌وشو: a bath, a shower, a wash

استراحت کردن: a break, a holiday, a rest

I always take a cold shower in the morning.

من همیشه صبح‌ها دوش آب سرد می‌گیرم.

You look tired. You need to take a break.

تو خسته به نظر می‌رسی. لازم است استراحتی داشته باشی. [استراحت کنی]

همچنین به همراه واژگان زیر نیز از فعل تهی take استفاده می‌گردد:

care        a turn      trouble

care of   turns       the trouble

a decision              a photograph        a chance

a risk                    

We took hundreds of photographs on holiday.

ما در تعطیلات چند صد عکس گرفتیم.

Jane always takes care of her baby sister.

"جین" همیشه از خواهر کوچکش مراقبت می‌کند.

همچنین از فعل have به همراه اسم‌هایی که شکل فعلی یکسانی دارند (مثل… look, bite)، یعنی هم اسم هستند هم فعل، استفاده می‌شود، مثلاً:

I think you should take a look at this.

من فکر می‌کنم بهتر است نگاهی به این بیندازی.

Let’s take a walk.

بیا برویم قدم بزنیم.

They are going to take a swim.

آنها می‌خواهند به شنا بروند (شنا کنند).

فعل تهی give

از فعل give به معانی مختلفی استفاده می‌شود. در دسته‌بندی زیر می‌توانید اسامی که با این فعل می‌آیند را مشاهده کنید:


سر و صداها: a cry, a laugh, a scream, a shout, a whistle

حالات چهره: a smile, a grin, a look, a glance

ضربه زدن: a kick, a punch, a slap, a push, a knock, a blow

اعمال محبت آمیز: a hug, a kiss, a stroke

گفت‌وگو: some advice, an answer, some information, an interview, a lecture, some news, a report, a speech, a talk, a warning

She gave a loud laugh.

او بلند خندید.

John gave a happy smile.

"جان" لبخندی از روی خوشحالی زد.

He gave me a nasty kick on the leg.

او لگد بدی به پای من زد.

She gave the children a goodnight kiss and put them to bed.

او بچه‌ها را به منظور شب بخیر گفتن بوسید و آنها را در تختخواب گذاشت.

I have to give a speech at the meeting tomorrow.

من فردا مجبورم در جلسه سخنرانی کنم.

فعل تهی make

از فعل make به معانی مختلفی استفاده می‌شود. در دسته‌بندی زیر می‌توانید اسامی که با این فعل می‌آیند را مشاهده کنید:

گفت‌وگو و سر و صدا: a comment, an inquiry, a noise, a point, a promise, a sound, a speech, a suggestion

برنامه‌ها: arrangements, a choice, a decision, a plan, plans, an appointment, a date

Try not to make a noise.

سعی کنید صدایی از خود درنیاورید.

They made arrangements to meet the next day.

آنها برنامه‌ریزی کردند که روز بعد همدیگر را ببینند.

فعل تهی go

از ترکیب go با افعال ing-دار برای بیان کارهای روزمره و رایج استفاده می‌شود، مثلاً:

We usually go walking at the weekend.

ما معمولاً آخر هفته به پیاده‌روی می‌رویم.

He goes running every evening after supper.

او هر شب بعد از شام می‌دود.

Mum’s out. She’s gone shopping.

مولین بیرون است. به خرید رفته است.

از عبارت "go far a" به همراه یک فعل برای توصیف کارهایی استفاده می‌شود که در مفهوم خود حرکت و جا به جایی را داشته باشند.

go for a jog

go for a ride

go for a swim

go for a run

go for a stroll

go for a walk

I want to get out of here. Let’s go for a walk.

من می‌خواهم از اینجا بروم. بیا برویم قدم بزنیم.

He’s gone for a ride on his bike.

او برای دوچرخه سواری رفته است.

فعل تهی do

از ترکیب do the با یک فعل ingدار برای انجام کاری، به خصوص کارهای خانه استفاده میشود، مثلاً:

It’s your turn to do the cooking.

نوبت توست که آشپزی کنی.

You do the washing up and I’ll do the drying.

تو لباس‌ها رو بشوی و من آن‌ها را خشک می‌کنم.

واژه‌ای که بعد از فعل do می‌آید، ممکن است ing-دار نباشد:

I need to do a few jobs around the house.

لازم است چند کار در خانه انجام دهم.

I can’t come out this evening. I have a lot of work to do.

من امشب نمی‌توانم بیرون بروم. خیلی کار برای انجام دارم.

همچنین از فعل do به همراه یک اسم زمانی استفاده می‌شود که کار انجام شده روی اسم مشخص و واضح باشد و معنای فعل do با توجه به اسم مشخص باشد، مثلاً:

I’ll have to do my hair before we go out. = I’ll have to brush my hair.

قبل از اینکه بیرون برویم باید موهایم را درست کنم.

Have you done your teeth? = Have you cleaned your teeth?

آیا دندان‌هایت را مسواک زده‌ای؟

دقت داشته باشید که جمله‌ای مثل "?Have you done the car" با توجه به این که در چه بافتی آمده می‌تواند یکی از این معانی را داشته باشد:

?Have you washed the car (آیا ماشین را شسته‌ای؟)

?Have you mended the car (آیا ماشین را تعمیر کرده‌ای؟)

?Have you put petrol in the car (آیا ماشین را بنزین زده‌ای؟)

افعال کناییویرایش

Ergative Verbs

افعال کنایی یا ارگاتیو در زبان انگلیسی افعالی هستند که هم گذرا و هم ناگذر هستند، مثلاً close یا increase. این افعال هم می‌توانند بدون مفعول بیایند هم همراه با مفعول. با توجه به اینکه مفعول بگیرند یا نه معنایشان تغییر می‌کند. برای روشن‌تر شدن موضوع به مثال‌ها توجه کنید:


Peter closed the door. (گذرا)

"پیتر" در را بست.

The door closed. (ناگذر)

در بسته شد.

افعال زیر از پرکاربردترین افعال کنایی در زبان انگلیسی هستند:

begin (شروع کردن، شروع شدن)

break (شکستن، شکسته شدن)

change (تغییر کردن، تغییر دادن)

close (بستن، بسته شدن)

drop (افتادن، انداختن)

crack (ترک خوردن، ترک‌دار شدن)

dry (خشک کردن، خشک شدن)

end (تمام کردن، تمام شدن)

finish (تمام کردن، تمام شدن)

grow (رشد کردن، پرورش دادن)

improve (بهتر شدن، بهتر کردن)

increase (زیاد کردن، زیاد شدن)

move (حرکت کردن، حرکت دادن)

open (باز کردن، باز شدن)

shake (لرزیدن، لرزاندن)

start (شروع کردن، شروع شدن)

stop (متوقف شدن، متوقف کردن)

tear (پاره شدن، پاره کردن)

turn (گشتن، گرداندن)

I broke the glass. (گذرا)

من شیشه را شکستم.

I dropped the glass and it broke. (ناگذر)

لیوان را انداختم و آن شکست.

The referee blew his whistle and started the match. (گذرا)

داور در سوتش دمید و بازی را شروع کرد.

The match started at 2.30. (ناگذر)


بازی ساعت 2:30 شروع شد.

We grew some tasty potatoes. (گذرا)

ما سیب زمینی‌های خوشمزه‌ای کاشتیم.

The potatoes were growing well. (ناگذر)

سیب زمینی‌ها داشتند خوب رشد می‌کردند.

The wind shook the trees. (گذرا)

باد درخت‌ها را تکان داد.

The trees shook in the wind. (ناگذر)

درخت‌ها در باد تکان خوردند.

بسیاری از افعالی که در زبان انگلیسی مربوط به آشپزی کردن می‌شوند، کنایی هستند:

bake (پختن، آشپزی کردن)

boil (جوشیدن، جوشاندن)

cook (آشپزی کردن، پختن)

defrost (یخ باز کردن، یخ باز شدن)

freeze (فریز کردن، فریز شدن)

melt (ذوب کردن، ذوب شدن)

roast (بریان کردن، بریان شدن)

You should roast the meat at 200 degrees centigrade. (گذرا)

شما باید گوشت را در دمای 200 درجه سانتی گراد بریان کنید.

The meat was roasting in a hot oven. (ناگذر)

گوشت داشت در فر داغ بریان می‌شد.

I always defrost meat before I cook it. (گذرا)

من همیشه قبل از پختن، یخ گوشت ذوب کنم.

I am waiting for the meat to defrost. (ناگذر)

من منتظرم تا یخ گوشت باز شود.

Melt the chocolate and pour it over the ice cream. (گذرا)

شکلات را آب کنید و آن را روی بستنی بریزید.

The chocolate was melting in a pan. (ناگذر)

شکلات داشت در قابلمه آب می‌شد.

افعالی که در رابطه با وسایل نقلیه هستند اغلب کنایی هستند:

back (دنده عقب رفتن، دنده عقب راندن)

crash (تصادف کردن، برخورد کردن با)

drive (رانندگی کردن، راندن)

fly (پرواز کردن، راندن هواپیما)

reverse (برعکس کردن، برگرداندن)

run (رانندگی کردن، راندن)

sail (کشتی‌رانی کردن، کشتی راندن)

start (استارت زدن، روشن کردن)

stop (توقف کردن، متوقف کردن)

I’m learning to fly a plane. (گذرا)

من دارم یاد می‌گیرم چگونه هواپیما را برانم.

The plane flew at twice the speed of sound. (ناگذر)

هواپیما با سرعت دو برابر صوت پرواز کرد.

He crashed his car into a tree. (گذرا)

او ماشینش را به درخت کوبید.

His car crashed into a tree. (ناگذر)

ماشین او به درخت اصابت کرد.

افعال زیر وقتی با اسم‌های خاصی بیایند کنایی هستند و در غیر این صورت افعال گذرا یا ناگذر هستند:

فعل catch با اسم‌های: dress, coat, clothes, trousers etc

فعل fire با اسم‌های: Gun, pistol, rifle, rocket

فعل play با اسم‌های: guitar, music, piano, violin, CD, DVD etc

فعل ring با اسم‌های: bell, alarm

She caught her dress on a nail. (گذرا)

او لباسش را به میخی گیر داد.

Her dress caught on a nail. (ناگذر)

لباس او به میخی گرفت.

He fired a pistol to start the race. (گذرا)

او تفنگی شلیک کرد تا مسابقه را شروع کند.

A pistol fired to start the race. (ناگذر)

یک اسلحه شلیک شد تا بازی شروع شود.

ساختارهای سوالیویرایش

Question Forms

سوالی کردن در زبان انگلیسی به چهار شکل اصلی صورت می‌گیرد:

1. با عوض کردن جای فعل و فاعل جمله.

جمله خبری              جمله سوالی

Everybody is watching.       Is everybody watching?

They had worked hard.       Had they worked hard?

He's finished work.              Has he finished work?

Everybody had been working hard.   Had everybody been working hard?

He has been singing.          Has he been singing?

English is spoken all over the world.                Is English spoken all over the world?

The windows have been cleaned.     Have the windows been cleaned?

2. عوض کردن جای modal (فعل کمکی) و فاعل جمله.

جمله خبری              جمله سوالی

They will come.    Will they come?

He might come.   Might he come?

They will have arrived by now.          Will they have arrived by now?

She would have been listening.         Would she have been listening?

The work will be finished soon.         Will the work be finished soon?

They might have been invited to the party.     Might they have been invited to the party?

3. زمان‌های حال ساده و گذشته ساده فعل کمکی ندارند. ما با استفاده از فعل کمکی do/does حال ساده و با کمک did گذشته ساده را سوالی می‌کنیم:

جمله خبری جمله سوالی
They live here. Do they live here?
John lives here. Does John live here?
Everybody laughed. Did everybody laugh?

4. سوالی کردن با واژه‌های پرسشی wh

واژه‌های wh در زبان انگلیسی عبارتند از what, when, where, who, which, why و how. برای درست کردن جملات سوالی با این واژه‌ها ابتدا باید جمله را سوالی کنیم (یعنی جای فعل و فاعل را عوض کنیم) بعد قسمتی از جمله را که می‌خواهیم درباره‌اش سوال بپرسیم حذف می‌کنیم و واژه پرسشی مورد نظر را در ابتدای جمله قرار می‌دهیم.

(برای اطلاعات بیشتر به بخش جمله‌واره‌های wh مراجعه کنید.)

جمله خبری              جمله سوالی

They live here.      Where do they live?

I woke up at 7 o'clock.        When do you wake up?

I bought an ice cream.        What did you buy?

افعال در عبارات زمانی و جملات شرطیویرایش

Verbs in Time Clauses and If Clauses

در زبان انگلیسی افعال در عبارت‌های زمانی، یعنی عبارت‌هایی که یکی از قیدهای زمان در آن آمده باشد، مانند سایر عبارت‌ها عمل می‌کنند، مگر در شرایط زیر:

1. در عبارت‌هایی با قیدهای زمانی نظیر when, after, until ما غالبا از زمان حال ساده (present tense) برای صحبت کردن درباره آینده استفاده می‌کنیم. به مثال‌های زیر توجه کنید.

I’ll come home when I finish work.

وقتی کار را تمام کنم به خانه خواهم آمد.

You must wait here until your father comes.

تو باید اینجا منتظر بمانی تا وقتی پدرت برسد.

They are coming after they have had dinner.

بعد از اینکه شام خوردند می‌آیند.

2. در عبارت‌های شرطی با if یا unless ما غالبا از زمان حال ساده (present tense) برای صحبت کردن درباره آینده استفاده می‌کنیم (شرطی نوع اول):

We won’t be able to go out if it is raining.

اگر باران ببارد نمی‌توانیم بیرون برویم.

If Barcelona win tomorrow they will be champions.

اگر فردا بارسلونا برنده شود قهرمان خواهند شد.

I will come tomorrow unless I have to look after the children.

من فردا خواهم آمد مگر اینکه مجبور باشم از بچه‌ها مراقبت کنم.

3. ما معمولاً در عبارت‌هایی که با if یا قیدهای زمان همراه هستند از فعل will استفاده نمی‌کنیم و will در عبارت مستقل و اصلی جمله می‌آید:

I’ll come home when I will finish work. (نادرست)

I’ll come home when I finish work. (درست/ جمله شرطی نوع اول)

It will be nice to see Peter when he will get home. (نادرست)

It will be nice to see Peter when he gets home. (درست/ جمله شرطی نوع اول)

4. زمانی در جملات شرطی یا در عبارت‌هایی با قید زمان از will استفاده می‌کنیم که بخواهیم قول یا پیشنهادی به کسی بدهیم.

I will be very happy if you will come to my party.

خوشحال خواهم شد اگر به مهمانی من بیایی.

We should finish the job early if George will help us.

اگر "جرج" به ما کمک کند می‌توانیم کار را زود تمام کنیم.


جملات شرطی

برخی جملات شرطی شبیه به بیان فرضیه هستند (مثلاً اگر A اتفاق می‌افتاد B اتفاق می‌افتاد) برای همین برای صحبت کردن درباره حال و آینده از زمان گذشته (past tense) استفاده می‌کنیم.

از حالت گذشته زمانی در جمله شرطی استفاده می‌کنیم که یک اتفاق در زمان حال محقق نشده و به وقوع نپیوسته است (شرطی نوع دوم):

He could get a new job if he really tried.

اگر واقعاً سعی می‌کرد می‌توانست شغل جدیدی داشته باشد.

اگر بخواهیم این جمله شرطی را جور دیگری بنویسیم می‌شود: He cannot get a job because he has not tried. یعنی "چون تلاش نکرده نمی‌تواند الان شغل داشته باشد"، چون این موضوع محقق نشده در جمله شرطی از زمان گذشته استفاده کردیم.

If Jack was playing they would probably win.

اگر "جک" بازی می‌کرد آنها احتمالاً می‌بردند.

اگر بخواهیم این جمله شرطی را جور دیگری بنویسیم می‌شود: Jack is not playing so they will probably not win. یعنی "جک" در بازی نیست و آنها احتمالاً نمی‌برند"، چون این موضوع محقق نشده در جمله شرطی از زمان گذشته استفاده کردیم.

از حالت گذشته زمانی در جمله شرطی استفاده می‌کنیم که (1) اطمینان داشته باشیم و بدانیم که اتفاقی در آینده نخواهد افتاد (شرطی نوع دوم):

We would go by train if it wasn’t so expensive.

اگر قطار خیلی گران نبود، با قطار می‌رفتیم.

اگر بخواهیم این جمله شرطی را جور دیگری بنویسیم می‌شود: We won’t go by train because it is too expensive. یعنی "چون قطار خیلی گران است مطمئنا با قطار نخواهیم رفت"، چون اطمینان داریم این اتفاق نخواهد افتاد از زمان گذشته استفاده کردیم.

I would look after the children for you at the weekend if I was at home.

اگر آخر هفته خانه بودم از بچه‌ها مراقبت می‌کردم.

اگر بخواهیم این جمله شرطی را جور دیگری بنویسیم می‌شود: I can’t look after the children because I will not be at home. یعنی "چون آخر هفته خانه نیستم در نتیجه نمی‌توانم از بچه‌ها مراقبت کنم"، چون اطمینان داریم این اتفاق نخواهد افتاد از زمان گذشته استفاده کردیم.

از حالت گذشته زمانی در جمله شرطی استفاده می‌کنیم که (2) بخواهیم درباره آینده حدسی بزنیم (شرطی نوع دوم):

If he came tomorrow we could borrow his car.

اگر او فردا بیاید می‌توانیم ماشینش را قرض بگیریم.

If we invited John, Mary would bring Angela.

اگر ما "جان" را دعوت کنیم، "ماری" "آنجلا" را با خود خواهد آورد.

وقتی می‌خواهیم راجع به چیزی که در گذشته محقق نشد صحبت کنیم، در عبارت شرطی از گذشته کامل (past perfect) و در عبارت اصلی از فعل وجهی (modal verb) استفاده می‌کنیم (شرطی نوع سوم). دقت کنید که اگر عبارت اصلی درباره گذشته بود باید فعل وجهی را همراه با have به کار ببریم:

If you had seen him you could have spoken to him.

اگر او را دیده بودی می‌توانستی با او صحبت کنی.


اگر بخواهیم این جمله شرطی را جور دیگری بنویسیم می‌شود: You did not see him so you could not speak to him. یعنی "تو او را ندیدی در نتیجه نتوانستی با او صحبت کنی"، چون این اتفاق در گذشته نیفتاد، از زمان گذشته کامل استفاده کردیم.

You could have stayed with us if you had come to London.

می‌توانستی پیش ما بمانی اگر به لندن آمده بودی.

اگر بخواهیم این جمله شرطی را جور دیگری بنویسیم می‌شود: You couldn’t stay with us because you didn’t come to London. یعنی "تو نتوانستی پیش ما بمانی چون به لندن نیامدی"، چون این اتفاق در گذشته نیفتاد، از زمان گذشته کامل استفاده کردیم.

اگر عبارت اصلی درباره زمانی در حال بود که محقق نشد یا می‌توانیم از ساختار حال ساده یا از یک فعل وجهی (مثلاً would) بدون have استفاده کنیم (شرطی نوع سوم):

If I had got the job we would be living in Paris now.

اگر آن شغل را به دست آورده بودم الان داشتیم در پاریس زندگی می‌کردیم.

اگر بخواهیم این جمله شرطی را جور دیگری بنویسیم می‌شود: I did not get the job so we are not living in Paris now. یعنی "من شغل را ندارم به خاطر همین الان در پاریس زندگی نمی‌کنیم"، چون این اتفاق در زمان حال نیفتاده از فعل وجهی would استفاده کردیم.

If you had done your homework you would know the answer.

اگر تکالیفت را انجام داده بودی (الان) جواب‌ها را بلد بودی.

اگر بخواهیم این جمله شرطی را جور دیگری بنویسیم می‌شود: You did not do your homework so you do not know the answer. یعنی "تکالیفت را انجام ندادی در نتیجه جواب‌ها را بلد نیستی"، چون این اتفاق در زمان حال نیفتاده از فعل وجهی would استفاده کردیم.

بیان آرزو و فرضیهویرایش

Wishes and Hypotheses

در این بخش می‌خواهیم بیان آرزو یا فرضیه در زبان انگلیسی را بررسی کنیم و ببینیم چطور می‌توانیم از خواسته‌های خود در آینده یا آرزوهایمان در گذشته صحبت کنیم. همچنین می‌بینیم چطور می‌توانیم از فرضیه‌ها و اتفاقاتی که ممکن بوده به وقوع بپیوندند صحبت کنیم.

آرزوها (wishes)

واژه wish به معنای "آرزو کردن" یا "ای کاش" است. دو نوع معنی اصلی برای این واژه قابل تصور است: اول آرزو کردن برای این که چیزی در آینده اتفاق بیفتد، مثلاً: "آرزو می‌کنم موفق باشی!" و دوم آرزوی این که کاش چیزی در گذشته افتاده بود، یا به عبارت دیگر آرزوی چیز محالی را داشتن، مثلاً "کاش خانه بزرگ‌تری داشتم". در انگلیسی برای بیان آرزو معمولاً از ساختارهای گذشته استفاده می‌کنیم. برای بیان آرزو می‌توانیم از افعال وجهی گذشته would و could استفاده می‌کنیم:

I don’t like my work. I wish I could get a better job.

من کارم را دوست ندارم. ای کاش می‌توانستم کار بهتری داشته باشم.

That’s a dreadful noise. I wish it would stop.

آن صدا خیلی ترسناک است. ای کاش قطع شود.

برای بیان آرزویی برای زمان حال از گذشته ساده استفاده می‌کنیم:

I don’t like this place. I wish I lived in somewhere more interesting.

من اینجا را دوست ندارم. ای کاش جایی جالب‌تر زندگی می‌کردم.

John wishes he wasn’t so busy.

"جان" آرزو دارد ای کاش انقدر سرش شلوغ نبود.

برای بیان آرزویی برای گذشته از گذشته کامل استفاده می‌کنیم:

I wish I had worked harder when I was at school.

ای کاش زمانی که در مدرسه بودم بیشتر تلاش کرده بودم.

Mary wishes she had listened to what her mother told her.

"ماری" آرزو می‌کند ای کاش به حرف‌هایی که مادرش زده بود گوش کرده بود.

فرضیه‌ها (hypotheses)

فرضیه اتفاق‌ها و چیزهایی است که حدس می‌زنیم در آینده اتفاق بیفتند یا چیزهایی هستند که در گذشته اتفاق نیفتادند. اگر بخواهیم راجع به چیزی که احتمال وقوع آن را در آینده می‌دهیم صحبت کنیم، بعد از عبارت‌هایی مثل what if و in case و suppose از ساختار حال ساده استفاده می‌کنیم:

Those steps are dangerous. Suppose someone has an accident.

آن پله‌ها خطرناک هستند. فرض کن یک نفر ممکن است دچار حادثه شود.

We should leave home early in case we are late.

ما باید زود از خانه بیرون بزنیم محض احتیاط که دیر نرسیم.

اگر بخواهیم راجع به اتفاقی که احتمال وقوعش را در آینده نمی‌دهیم صحبت کنیم بعد از suppose و what if از ساختار گذشته استفاده می‌کنیم:

It might be dangerous. Suppose they got lost.

ممکن بود خطرناک باشد. فرض کن آنها گم می‌شدند.

What if he lost his job. What would happen then?

اگر شغلش را از دست می‌داد چی. آن وقت چه اتفاق می‌افتاد؟

برای صحبت کردن درباره فرضیه‌ای درباره آینده از افعال وجهی would و could استفاده می‌کنیم:

We can’t all stay in a hotel. It would be very expensive.

ما نمی‌توانیم همه در هتل بمانیم. خیلی گران تمام می‌شود.

Drive carefully. You could have an accident.

با دقت رانندگی کن. ممکن است تصادف کنی.

برای صحبت کردن درباره آینده‌ای فرضی، در عبارت اصلی (main clause) از would و در جمله وابسته (subordinate clause) از فعل گذشته استفاده می‌کنیم:

I would always help someone who really needed help.

من همیشه به کسی که واقعاً کمک احتیاج داشته باشد کمک می‌کنم.

I would always help someone if they really needed it.

من همیشه کمک می‌کنم به کسی اگر واقعاً به آن نیاز داشته باشد.

برای بیان اتفاق‌هایی که در گذشته به وقوع نپیوستند از افعال وجهی به علاوه have استفاده می‌کنیم:

It’s a pity Jack wasn’t at the party. He would have enjoyed this party.

حیف شد که "جک" در مهمانی نبود. او از این مهمانی لذت می‌برد.

Why didn’t you ask me. I could have told you the answer.

چرا از من نپرسیدی. من می‌توانستم جواب را به تو بگویم.

افعال وجهیویرایش

افعال کمکی وجهیویرایش

Modal verbs

فعل‌های وجهی در زبان انگلیسی همراه با افعال اصلی می‌آیند و برای بیان توانایی‌ها، الزولیت، احتمالاًت، تقاضاها، پیشنهادها، توصیه‌‌ها، پیش‌بینی‌‌ها، حدس‌ها و… استفاده می‌شوند. فعل‌های وجهی از نظر شخص صرف نمی‌شوند و همیشه به یک صورت به کار می‌روند. این فعل‌های وجهی بر خلاف فعل‌های اصلی برای سوالی شدن و منفی شدن نیازی به do و does ندارند. فعل‌های وجهی عبارتند از: can, could, may, might, must, shall, should, will, would. شکل افعال وجهی با توجه به زمان جمله تغییر می‌کند در نتیجه باید هنگام استفاده از آنها به زمان جمله توجه کرد. این افعال عبارتند از:

can         could

may        might

shall        should

will          would

must      

ساختار دستوری

افعال مدال در زبان انگلیسی معمولاً در زمان حال مورد استفاده قرار می‌گیرند. توجه کنید که این افعال در سوم شخص مفرد پسوند s نمی‌گیرند. به مثال زیر توجه کنید:

He must do the dishes.

او باید ظرف‌ها را بشوید.

برای منفی کردن این افعال لازم نیست به آنها فعل کمکی اضافه کنیم، کافی است بعد از فعل وجهی not بیاوریم. مثال را ببینید:

Mary need not worry about her future.

لازم نیست "ماری" درباره آینده‌اش نگران باشد.

سوالی کردن این افعال نیز به فعل کمکی نیاز ندارد، تنها کافی است جای فعل و فاعل را عوض کنیم، مثلاً:

Can Max change a tire?

آیا "مکس" می‌تواند لاستیک عوض کند؟

کاربردهای افعال وجهی

هر کدام از افعال وجهی کاربردهای خاص خود را دارند. در این بخش به طور مختصر و خلاصه به کاربردهای این افعال اشاره شده است. برای اطلاعات بیشتر راجع به هر کدام از این افعال می‌توانید به بخش مخصوص به خودشان مراجعه کنید.

درخواست و پیشنهاد

زمانی که سوال می‌کنیم یا درخواستی داریم، معمولاً می‌توانیم بین دو شکل از فعل وجهی انتخاب کنیم. یکی از شکل‌ها از دیگری محترمانه‌تر است، ولی هر دو دقیقا یک معنا را دارند. جدول زیر این افعال را مقایسه می‌کند:

مثال         جمله رسمی و مودبانه              کاربرد       جمله معمولی

?Can/could you wash the dishes      could      توانایی     can

?Can/may/might I borrow this book may/might            اجازه        can

?Should/shall he come this evening shall       الزام         should

?Will/would the shop be open tomorrow         would     احتماًل     will

نکته

از will برای درخواست کردن استفاده می‌شود؛ ولی زمانی که می‌خواهیم به صورت اول شخص مفرد یا جمع سوالی مطرح کنیم از shall استفاده می‌کنیم. به مثال‌های زیر توجه کنید:

Max, will you wash the dishes?

Shall I wash the dishes?

ساختارهای گذشته و ساختارهای جایگزین افعال وجهی

هر کدام از کاربردهای گفته شده را می‌توان با شکل‌های جایگزین نیز آورد. در جدول زیر شکل گذشته یا شکل‌های جایگزین افعال وجهی آورده شده است:

شکل جایگزین         فعل وجهی

to have to              must

not to be allowed to            must not

to be able to/could              can (توانایی)

to be allowed to/could        can (اجازه داشتن)

not to have to       need not

to be supposed to/to be expected to/to be to                should/ought to

افعال وجهی احتمالویرایش

certain, probable or possible

فعل‌های وجهی همراه با افعال اصلی می‌آیند و برای بیان توانایی‌ها، الزولیت، احتمالاًت، تقاضاها، پیشنهادها، توصیه‌ها، پیش‌بینی‌‌ها، حدس‌ها و… استفاده می‌شوند. فعل‌های وجهی از نظر شخص صرف نمی‌شوند و همیشه به یک صورت به کار می‌روند. این فعل‌ها بر خلاف فعل‌های اصلی برای سوالی شدن و منفی شدن نیازی به do و does ندارند.

افعال وجهی can, could, may, might, must, shall, should, will, would برای نشان دادن محتمل بودن کاری استفاده می‌شوند. با این افعال می‌شود نشان داد کاری ناممکن (Impossibility)، ممکن (Possibility) یا محتمل (Probability) است. در این بخش با این افعال وجهی آشنا می‌شویم.

ممکن بودن (Possibility)

ما از افعال وجهی could و might و may زمانی استفاده می‌کنیم که نشان دهیم وقوع چیزی در آینده امکان دارد، ولی حتمی نیست. به مثال‌ها توجه کنید:

They might come later.

آنها ممکن است بعدا بیایند.

They may come by car.

آنها احتمالاً با ماشین می‌آیند.

If we don’t hurry we could be late.

اگر عجله نکنیم، ممکن است دیر برسیم.

ما از افعال وجهی could have و may have برای نشان دادن اینکه چیزی حالا یا در گذشته ممکن بوده ولی به وقوع نپیوسته استفاده می‌کنیم. به مثال‌های زیر توجه کنید:

It’s ten o’clock. They might have arrived now.

ساعت ده است. آنها تا الان باید می‌رسیدند.

They could have arrived hours ago.

آنها ساعت‌ها پیش باید می‌رسیدند.

ما از فعل وجهی can به صورت کلی برای نشان دادن احتمال داشتن و ممکن بودن چیزی استفاده می‌کنیم و مشخصاً منظورمان این نیست که اتفاقی در واقع رخ داده یا نداده، بلکه تنها یک گمان کلی است.

It can be very cold in winter. (Sometimes it is very cold in winter.)

زمستان اینجا ممکن است سرد شود. (=بعضی اوقات زمستان‌ها اینجا سرد می‌شود.

You can easily lose your way in the dark. (= People often lose their way in the dark)

ممکن است به آسانی در تاریکی راهت را گم کنی. (= مردم اغلب در تاریکی راهشان را گم می‌کنند.)

نکته

حالت گذشته فعل can فعل could است.

It could be very cold in winter. (= Sometimes it was very cold in winter.)

زمستان اینجا ممکن بود سرد شود. (=بعضی اوقات زمستان‌ها اینجا سرد می‌شد.)

You could lose your way in the dark. (= People often lost their way in the dark)

ممکن بود به آسانی در تاریکی راهت را گم کنی. (= مردم اغلب در تاریکی راهشان را گم می‌کردند.)

غیرممکن بودن (Impossibility)

برای نشان دادن غیرممکن بودن و نامحتمل بودن کاری از فعل وجهی cannot یا can't استفاده می‌کنیم. در این کاربرد may not و might not کاربرد زیادی ندارد، ولی در برخی جاها استفاده می‌شود.

That can’t be true.

آن ممکن نیست حقیقت داشته باشد. (آن نمی‌تواند حقیقت داشته باشد.)

You cannot be serious.

ممکن نیست جدی باشی.

برای صحبت کردن درباره ناممکن بودن یا نامحتمل بودن کاری در "گذشته" از couldn't یا could not استفاده می‌کنیم:

We knew it could not be true.

ما می‌دانستیم که آن موضوع نمی‌توانست حقیقت داشته باشد.

He was obviously joking. He could not be serious.

واضح بود که داشت شوخی می‌کرد. امکان نداشت جدی باشد.

محتمل بودن (Probability)

ما از فعل must زمانی استفاده می‌کنیم که نشان دهیم که مطمئن هستیم چیزی حقیقت دارد و محتمل است و ما دلیلی برای این اطمینان خود داریم:

It’s getting dark. It must be quite late.

دارد تاریک می‌شود. حتماً دیر وقت است.

You haven’t eaten all day. You must be hungry.

تو تمام روز چیزی نخورده‌ای. حتماً گرسنه هستی.

برای صحبت کردن درباره محتمل بودن چیزی در گذشته از must have استفاده می‌کنیم. وقتی از must have استفاده می‌کنیم که از احتمال وقوع چیزی مطمئن باشیم. به مثال‌ها توجه کنید:

They hadn’t eaten all day. They must have been hungry.

آنها تمام روز چیزی نخورده بودند. حتماً گرسنه بودند.

You look happy. You must have heard the good news.

خوشحال به نظر می‌رسی. حتماً خبر خوب را شنیده‌ای.

ما از فعل وجهی should برای پیشنهاد دادن یا احتمال دادن استفاده می‌کنیم. با should نشان می‌دهیم که از پیشنهاد یا احتمال وقوع چیزی مطمئن هستیم. وقتی بخواهیم این پیشنهاد را در زمان گذشته به کار ببریم از should have استفاده می‌کنیم.

Ask Miranda. She should know.

از "میراندا" بپرس. او حتماً می‌داند.

It's nearly six o'clock. They should arrive soon.

ساعت تقریباً شش است. آنها حتماً به زودی می‌رسند.

It's nearly eleven o'clock. They should have arrived by now.


ساعت تقریباً یازده است. آنها تا الان می‌بایست می‌رسیدند.

افعال وجهی توانایی، اجازه، درخواست و نصیحتویرایش

ability, permission, requests and advice

فعل‌های وجهی همراه با افعال اصلی می‌آیند و برای بیان توانایی‌ها، الزولیت، احتمالاًت، تقاضاها، پیشنهادها، توصیه‌ها، پیش‌بینی‌‌ها، حدس‌ها و… استفاده می‌شوند. فعل‌های وجهی از نظر شخص صرف نمی‌شوند و همیشه به یک صورت به کار می‌روند. این فعل‌ها بر خلاف فعل‌های اصلی برای سوالی شدن و منفی شدن نیازی به do و does ندارند. فعل های وجهی عبارتند از: can, could, may, might, must, shall, should, will, would

توانایی (Ability)

برای صحبت کردن راجع به توانایی‌ها و استعدادهای افراد از فعل وجهی can استفاده می‌کنیم. در این کاربردها can معنای "توانستن" و "بلد بودن" می‌دهد. به مثال‌های زیر توجه کنید:

She can speak several languages.

او می‌تواند [بلد است] به چند زبان صحبت کند.

He can swim like a fish.

او می‌تواند مثل ماهی شنا کند.

They can’t dance very well.

آنها نمی‌توانند [بلد نیستند] خیلی خوب برقصند.


توانایی و مهارت افراد با فعل وجهی can هم می‌تواند دائمی باشد (مثال‌های بالا) هم می‌تواند در بازه زمانی خاصی در حال یا گذشته حقیقت داشته باشد یا در شرایطی خاص محقق شود. به مثال‌ها نگاه کنید:

You can make a lot of money if you are lucky.

اگر خوش شانس باشی می‌توانی پول زیادی در بیاوری.

Help. I can’t breathe.

کمک. من نمی‌توانم نفس بکشم.

They can run but they can’t hide.

آنها می‌توانند فرار کنند ولی نمی‌توانند پنهان شوند.

ما برای صحبت کردن درباره توانایی و استعداد افراد در گذشته از could استفاده می‌کنیم. در این کاربردها could معنای "توانستن" و "بلد بودن" می‌دهد. به مثال‌ها توجه کنید:

She could speak several languages.

او می‌توانست [بلد بود] به چندین زبان صحبت کند.

They couldn’t dance very well.

آنها نمی‌توانستند [بلد نبودند] خیلی خوب برقصند.

نکته

ما وقتی می‌خواهیم نشان دهیم که کسی توانایی/فرصت انجام کاری را داشت، ولی از آن توانایی/فرصت استفاده نکرد از فعل وجهی could have استفاده می‌کنیم.

She could have learned Swahili, but she didn’t have time.

او فرصت داشت سواهیلی یاد بگیرد ولی وقت نداشت.

I could have danced all night [but didn't].

من می‌توانستم تمام شب برقصم [ولی نرقصیدم].

اجازه (permission)

برای اجازه گرفتن از کسی از فعل وجهی can استفاده می‌کنیم. استفاده از can در این کاربرد بیشتر در جملات سوالی است. در اینجا can معنای "اجازه داشتن" و "توانستن" می‌دهد. دقت کنید که مثال‌های زیر برای موقعیت‌های غیر رسمی و دوستانه است:

Can I ask a question, please?

می‌توانم یک سوال بپرسم، لطفا؟

Can we go home now?

می‌شود [اجازه دارم] الان به خانه برویم؟

حالت رسمی‌تر و مودبانه‌تر فعل can فعل وجهی could است. یعنی برای اجازه گرفتن در موقعیت‌های رسمی بهتر است با could جمله سوالی بسازیم. در اینجا could معنای "اجازه داشتن" و "توانستن" می‌دهد. به مثال‌ها توجه کنید:

Could I ask a question please?

می‌توانم [اجازه دارم] یک سوال بپرسم؟

Could we go home now?


می‌توانیم [اجازه داریم] الان به خانه برویم؟


نوع دیگر اجازه خواستن رسمی و مودبانه با استفاده از فعل وجهی may است:


May I ask a question please?


می‌توانم [اجازه دارم] یک سوال بپرسم؟


May we go home now?


می‌توانیم [اجازه داریم] الان به خانه برویم؟


برای اجازه دادن به کسی از فعل وجهی can استفاده می‌کنیم. در اینجا can معنای "اجازه دادن" و "توانستن" می‌دهد. دقت کنید که مثال‌های زیر برای موقعیت‌های غیر رسمی و دوستانه است:


You can go home now if you like.


اگر دوست داری می‌توانی [اجازه داری] الان به خانه بروی.


You can borrow my pen if you like.


اگر دوست داری می‌توانی خودکار من را قرض بگیری.


اگر بخواهیم در موقعیتی رسمی و مودبانه به کسی اجازه دهیم، از فعل وجهی may استفاده می‌کنیم:


You may go home now, if you like.


اگر مایل هستید، می‌توانید به خانه بروید.


وقتی به طور کلی می‌خواهیم نشان دهیم کلا افراد یا دستهی اجازه انجام کاری را دارد باید از فعل وجهی can استفاده کنیم. در حالت مودبانه و رسمی‌تر هم may به کار می‌بریم:


We can go out whenever we want.


ما هر موقع بخواهیم می‌توانیم [اجازه داریم] بیرون برویم.


Students can travel free.


دانشجوها می‌توانند آزادانه سفر کنند.


Students may travel free.


دانشجوها اجازه دارند آزادانه سفر کنند.


خواهش و دستور (instructions and requests)

برای مودبانه و رسمی درخواست کردن یا خواهش کردن از کسی با could you و would you جملات سوالی می‌سازیم. در فارسی این جملات را با "شدن" یا "امکان داشتن" ترجمه می‌کنیم. به مثال‌ها دقت کنید:


Could you take a message please?


می‌شود خواهش کنم پیغام من را یادداشت کنید؟


Would you carry this for me please?


امکان دارد لطفا این را برای من حمل کنید؟


Could I have my bill please?


می‌شود صورت حساب من را بیاورید لطفا؟


حالت غیر رسمی و دوستانه درخواست کردن و خواهش کردن از کسی با will و can ساخته می‌شود:


Can you take a message please?


ممکن است پیغام من را یادداشت کنی؟


Will you carry this for me please?


می‌شود این را برای من حمل کنی؟


پیشنهاد و نصیحت (suggestions and advice)

ما برای پیشنهاد دادن یا نصیحت کردن به کسی می‌توانیم از سه روش استفاده کنیم:


از فعل وجهی should استفاده کنیم؛

از فعل وجهی could استفاده کنیم؛

از جملات شرطی استفاده کنیم.

You should send an email.


بهتر است [باید] ایمیل بفرستی.


We should go by train.


بهتر است [باید] با قطار برویم.


We could meet at the weekend.


آخر هفته می‌توانیم [چطور است] همدیگر را ببینیم.


You could eat out tonight.


امشب می‌توانی [چطور است] بیرون غذا بخوری.


پیشنهاد کمک و دعوت کردن (offers and invitations)

برای پیشنهاد کمک دادن یا پیشنهاد کاری را برای کمک به کسی دادن از can I یا shall I استفاده می‌کنیم:


Can I help you?


می‌خواهی کمکت کنم؟ [می‌توانم کمکت کنم؟]


Shall I call you on your mobile?


می‌خواهید با موبایل شما تماس بگیرم؟


برای پیشنهاد کمک دادن یا پیشنهاد کاری را برای کمک به کسی دادن از I can یا I could یا (I’ll (I will استفاده می‌کنیم:


I can help you if you like.


اگر مایل باشید می‌توانم کمکتان کنم.


I could give you a lift to the station.


من می‌توانم شما را تا ایستگاه برسانم.


I’ll help you if you like.


اگر دوست داشته باشی کمکت می‌کنم.


برای دعوت کردن کسی به انجام کاری در حالت معمول و دوستانه از عبارت (would you like (to استفاده می‌کنیم. در حالت‌های بسیار رسمی و مودبانه you must یا we must را به کار می‌بریم.


Would you like to come round tomorrow?


مایلی فردا سر بزنی؟


Would you like another drink?


یک نوشیدنی دیگر میل داری؟


You must come round and see us.


باز هم باید برای دیدن ما تشریف بیاورید.


We must meet again soon.


باید به زودی همدیگر را دوباره ببینیم. [حتماً دوباره همدیگر را ببینیم.]


الزولیت و کارهای ضروری (obligation and necessity)

برای نشان دادن ضرورت و لزوم انجام کاری از must استفاده می‌کنیم. حالت گذشته این فعل وجهی had to می‌شود. دو مثال اول مربوط به زمان حال و مثال آخر مربوط به زمان گذشته است:


You must stop at a red light.


باید [موظف هستید] پشت چراغ قرمز توقف کنید.


Everyone must bring something to eat.


همه باید [موظف‌اند] چیزی برای خوردن بیاورند.


Everyone had to bring something to eat.


همه موظف بودند چیزی برای خوردن بیاورند.

فعل وجهی can, couldویرایش

can, could and could have

فعل‌های وجهی همراه با افعال اصلی می‌آیند و برای بیان توانایی‌ها، الزولیت، احتمالاًت، تقاضاها، پیشنهادها، توصیه‌ها، پیش‌بینی‌‌ها، حدس‌ها و… استفاده می‌شوند. فعل‌های وجهی از نظر شخص صرف نمی‌شوند و همیشه به یک صورت به کار می‌روند. این فعل‌های وجهی بر خلاف فعل‌های اصلی برای سوالی شدن و منفی شدن نیازی به do و does ندارند. فعل‌های وجهی عبارتند از: can, could, may, might, must, shall, should, will, would. در این بخش به کاربردها و ساختار دو فعل وجهی can و could می‌پردازیم.


سوالی کردن و منفی کردن

سوالی کردن جملات با can بسیار ساده است. تنها کافی است جای فاعل و فعل را با هم عوض کنیم:


Can I …? Can you …? Could I … Could you …?


شکل منفی فعل can در انگلیسی محاوره‌ای can't و در حالت رسمی و نوشتاری cannot است. در حالت محاوره‌ای زمانی از cannot استفاده می‌کنیم که بخواهیم تاکیدی بر جمله داشته باشیم.

شکل منفی فعل could در انگلیسی محاوره‌ای couldn't و در حالت رسمی و نوشتاری could not است. در حالت محاوره‌ای زمانی از could not استفاده می‌کنیم که بخواهیم روی جمله تاکید کنیم.


کاربردهای فعل وجهی can

1. برای صحبت کردن درباره توانایی و مهارت. در این کاربرد can به معنای "توانستن" یا "بلد بودن" است.


Maria can speak four languages.


"ماریا" می‌تواند به چهار زبان صحبت کند.


I can’t swim, but my sister can.


من نمی‌توانم شنا کنم ولی خواهرم می‌تواند.


2. برای صحبت کردن درباره ممکن بودن یا نبودن چیزی. در اینجا می‌توانیم can را "توانستن" یا "ممکن بودن" ترجمه کنیم.


Learning English can be difficult.


یادگیری زبان انگلیسی می‌تواند [ممکن است] سخت باشد.


Children can be very naughty.


بچه‌ها می‌توانند خیلی شیطان باشند. [بچه‌ها بعضی موقع‌ها خیلی شیطان می‌شوند.]


3. برای درخواست دادن و رد کردن درخواست کسی. در اینجا can را "توانستن" و "اجازه داشتن" ترجمه می‌کنیم.


Can I go home now?


می‌توانم الان به خانه بروم؟


You can go whenever you like.


هر موقع دوست داشتی می‌توانی [اجازه داری] بروی.


4. به کسی پیشنهاد کمک دادن. can در اینجا به معنای "توانستن" و "خواستن" ترجمه می‌شود.


Can I help you?


می‌توانم کمکت کنم؟ [می‌خواهی کمکت کنم؟]


Can I carry that bag for you?


می‌خواهی آن کیف را من برایت حمل کنم؟


کاربردهای فعل وجهی could

1. برای صحبت کردن درباره توانایی و مهارت در گذشته (شکل گذشته فعل can). در این کاربرد could به معنای "توانستن" یا "بلد بودن" است.


I could run very fast when I was younger.


وقتی جوان‌تر بودم می‌توانستم خیلی سریع بدوم.


She couldn’t get a job anywhere.


او هیچ کجا نمی‌توانست شغلی پیدا کند.


2. برای صحبت کردن درباره ممکن بودن یا نبودن چیزی در گذشته (شکل گذشته فعل can). در اینجا می‌توانیم could را "توانستن" یا "ممکن بودن" ترجمه کنیم.


Our teacher could be very strict when we were at school.


وقتی مدرسه می‌رفتیم معلم ما می‌توانست خیلی سختگیر باشد. [بعضی معلم‌ها خیلی سختگیر بودند.]


You couldn’t use computers in the nineteenth century.


در قرن نوزدهم ممکن نبود [شما نمی‌توانستید] از رایانه استفاده کنید.


3. برای درخواست کردن مودبانه در موقعیت‌های رسمی. در این کاربرد معمولاً با could جمله سوالی می‌سازیم. به مثال‌ها نگاه کنید:


Could I go now please?


امکان دارد من الان بروم؟


Could you lend me a dictionary please?


می‌شود لطفا به من یک فرهنگ واژگان قرض بدهید؟


4. برای پیشنهاد کمک دادن مودبانه به فردی. در این کاربرد می‌توانیم با could یک جمله سوالی یا خبری بسازیم. مثال‌ها را ببینید:


Could I give you a lift?


می‌خواهید شما را برسانم؟


I could carry that for you.


می‌توانم آن را برایتان حمل کنم.


could have

زمانی از could have استفاده می‌کنیم که نشان دهیم عملی الان یا زمانی در گذشته ممکن بوده است. به مثال‌ها توجه کنید:


It’s ten o’clock. They could have arrived now.


ساعت ده است. احتمالاً باید تا الان می‌رسیدند.


They could have arrived hours ago.


آنها ساعت‌ها قبل می‌توانستند برسند.

فعل وجهی mayویرایش

may, might

فعل‌های وجهی همراه با افعال اصلی می‌آیند و برای بیان توانایی‌ها، الزولیت، احتمالاًت، تقاضاها، پیشنهادها، توصیه‌ها، پیش‌بینی‌‌ها، حدس‌ها و… استفاده می‌شوند. فعل‌های وجهی از نظر شخص صرف نمی‌شوند و همیشه به یک صورت به کار می‌روند. این فعل‌ها بر خلاف فعل‌های اصلی برای سوالی شدن و منفی شدن نیازی به do و does ندارند. فعل‌های وجهی عبارتند از: can, could, may, might, must, shall, should, will, would. در این بخش با افعال وجهی may و might آشنا می‌شویم.


سوالی کردن و منفی کردن

سوالی کردن جملات با may بسیار ساده است. تنها کافی است جای فاعل و فعل را با هم عوض کنیم:


May I …?Might I …?


حالت منفی این فعل وجهی may not و might not است.


کاربردهای may

1. وقتی راجع به چیزی مطمئن نیستیم:


Jack may be coming to see us tomorrow.


"جک" ممکن است فردا برای دیدن ما بیاید.


There may not be very many people there.


ممکن است افراد زیادی آنجا نباشند.


2. وقتی می‌خواهیم مودبانه از کسی درخواست کنیم:


May I borrow the car tomorrow?


می‌شود فردا ماشین را قرض بگیرم؟


May we come a bit later?


می‌شود [ممکن است] ما کمی دیرتر بیاییم؟


نکته

وقتی در پاسخ درخواستی از may not استفاده می‌کنیم، می‌خواهیم روی پاسخ منفی که می‌دهیم تاکید داشته باشیم (در اینجا may not معنای "اجازه نداشتن" می‌دهد):


You may not!


نخیر اجازه نداری! [امکان ندارد!]


You may not borrow the car until you can be more careful with it.


تو نمی‌توانی ماشین را قرض بگیری تا وقتی که بیشتر مراقب باشی.


کاربردهای might

might در کاربردها بسیار به may شباهت دارد، تنها با این ناهمگونی که might در موقعیت‌های رسمی‌تر استفاده می‌شود. اکنون به کاربردهای might توجه کنید:

1. وقتی راجع به چیزی مطمئن نیستیم:


I might see you tomorrow.


ممکن است فردا تو را ببینم.


It looks nice, but it might be very expensive.


قشنگ به نظر می‌رسد ولی ممکن است خیلی گران باشد.


2. برای مودبانه درخواست کردن در زمان گذشته:


He asked if he might borrow the car.


او از من پرسید می‌تواند [اجازه دارد] ماشین را قرض بگیرد یا نه.


They wanted to know if they might come later.


آنها می‌خواستند بدانند ممکن است دیر بیایند یا نه.


3. برای درخواست‌های بسیار مودبانه در موقعیت‌های بسیار رسمی:


Might I ask you a question?


ممکن است از شما سوالی بپرسم؟


برای نشان دادن اینکه چیزی احتمالاً اتفاق افتاده یا در زمانی در گذشته به وقوع پیوسته است از may have و might have استفاده می‌کنیم:


It’s ten o’clock. They might have arrived now. [= Perhaps they have arrived]


ساعت ده است. آنها احتمالاً تا الان رسیده‌اند.


They may have arrived hours ago. [= Perhaps they arrived hours ago.]


آنها احتمالاً ساعت‌ها پیش رسیده‌اند.

افعال وجهی + haveویرایش

modals + have

فعل‌های وجهی همراه با افعال اصلی می‌آیند و برای بیان توانایی‌ها، الزولیت، احتمالاًت، تقاضاها، پیشنهادها، توصیه‌ها، پیش‌بینی‌‌ها، حدس‌ها و… استفاده می‌شوند. فعل‌های وجهی از نظر شخص صرف نمی‌شوند و همیشه به یک صورت به کار می‌روند. این فعل‌ها بر خلاف فعل‌های اصلی برای سوالی شدن و منفی شدن نیازی به do و does ندارند. فعل‌های وجهی عبارتند از: can, could, may, might, must, shall, should, will, would. در این بخش ابتدا با چند جمله که با افعال وجهی و have ساخته می‌شود آشنا می‌شویم و در ادامه به کاربردها می‌پردازیم:


شکل سوم فعل               have        فعل وجهی    فاعل

by now     arrived     have        will           They

the film    seen        have        might       You

late          been        have        would       Jack and Jill

از این نوع ساختار برای نشان دادن احتمال وقوع چیزی در گذشته استفاده می‌کنیم.


We were very worried. Someone might have taken the car.


ما خیلی نگران بودیم. یک نفر ممکن بود ماشین را دزدیده باشد.


مثال زیر نشان می‌دهد که وقوع کاری (دزدیده شدن ماشین) در گذشته ممکن بوده است ولی در حقیقت این عمل به وقوع نپیوسته است.


برای نشان دادن احتمال وقوع چیزی در زمان حال نیز از این ساختار استفاده می‌کنیم:


It is nearly eight o’clock. They will have arrived by now.


ساعت تقریباً هشت است. آنها می‌بایست تا الان می‌رسیدند.


برای نشان دادن احتمال وقوع چیزی در زمانی در گذشته نیز از این ساختار استفاده می‌کنیم:


You should have helped her when she asked.


وقتی از تو خواهش کرد باید کمکش می‌کردی.


They might have got lost. Nobody knows where they are.


احتماًل داشت آنها گم شده باشند. هیچکس از جای آنها اطلاع ندارد.


ناهمگونی‌های could have, might have, will have

این سه فعل وجهی همراه با have ناهمگونی‌های معنایی دارند. در جدول زیر این ناهمگونی‌ها آمده است:


فعل وجهی + have        کاربرد

could have               برای نشان دادن امکان وقوع چیزی در گذشته

might have              برای نشان دادن احتمال وقوع چیزی در گذشته

will have  برای نشان دادن حتمی بودن وقوع چیزی در آینده

It’s ten o’clock. They could have arrived now.


ساعت ده است. آنها می‌توانستند تا الان برسند. (امکان)


We were very worried. Someone might have taken the car.


ما خیلی نگران بودیم. یک نفر احتمال داشت ماشین ما را بدزدد. (احتماًل)


It is nearly eight o’clock. They will have arrived by now.


ساعت تقریباً هشت است. آنها می‌بایست تا الان می‌رسیدند. (اطمینان)

فعل معلومویرایش

فعل معلوم (active voice): در فعل معلوم فاعل انجام دهنده عمل مشخصی است و هویت وی معلوم است مانند جمله:

They killed the President –آنها رئیس جمهور را کشتند